2 - يا بلغم است و از تراكم تبديل به سوداء شده يا كمى سوخته است . هرچند اين حالت اخير بهندرت روى مىدهد و بسيار كم واقع مىشود .
3 - يا خون است و از پخته شدن يا از متراكم شدن بدون سوختن زياد به مادهء سوداء تبديل شده است .
4 - يا خلط صفرايى است . خلط صفرايى اگر به منتها درجهء سوختگى برسد نه تنها سبب ماليخوليا بلكه سبب بيمارى مانيا هم مىشود .
هر نوع از انواع سوداء كه به جاى معينى از مغز راه يابد ، حتما سبب ماليخوليا مىشود . ولى بعضى از اين انواع همراه ماليخوليا ، مانيا را هم مىآورد .
آسانترين ( سالمترين ) ماليخوليا آن است كه از خون تيره ( تيرگى خون ) باشد و بيمار شادى خود را حفظ كند .
بسيار اتفاق افتد كه از بيمار شدن شخص به بيمارى بواسير يا پاغر ، ماليخوليا از بين مىرود .
سپيدپوست چاق كمتر ماليخوليا مىگيرد .
اكثرا ماليخوليا سراغ آدمهاى گندمگون ، پرموى پشمآلوى لاغر را مىگيرد .
اكثرا كسانى كه قلب بسيار گرم و مغز تر دارند دچار ماليخوليا مىشوند . چه حرارت قلب سودا را در قلب پديد آرد و رطوبت مغز از سوداى قلب تأثيرپذير مىباشد .
كسانى كه لثعند ( لب به دندان چسبيده ) و زبان سبك و سريعگوى و به سرعت چشم گردانند ، كسانى كه چهرهء بسيار قرمز دارند . كسانى كه گندمگون ، سيهچرده و لاغراندام هستند . بهويژه آنهايى كه موهاى زياد و سياهرنگ و ستبر بر سينه دارند . كسانى كه رگهايشان گشاد است . كسانى كه لب ستبر دارند براى دچار شدن به ماليخوليا آمادگى دارند زيرا اين علامتها بعضى دليل بر حرارت قلب و برخى دليل رطوبت مغز مىباشند ، و اكثرا به ظاهر بلغمى مىنمايند .
علت ماليخوليا بيشتر مردان را در بر مىگيرد اما اگر زن گرفتار آمد بغرنجتر است .
پيران و نوپيران زياد به اين بيمارى گرفتار آيند . ماليخوليا در فصل زمستان اندك و در فصلهاى تابستان و پاييز زياد است .
در بهار بيمارى ماليخوليا بسيار است و فصل بهار كه خلطها را برمىانگيزاند و با خون مىآميزد ؛ مايهء پيدايش ماليخوليا مىشود ، و شايد در بعضى از اوقات بهار باشد كه سودا را برانگيزد و هيجان مىكند .
كسانى كه براى ماليخوليا آمادگى دارند ، هرگاه با ترس يا اندوه يا بىخوابى زياد روبهرو شوند ، يا اينكه راهبندانى در جريان خون عادى ، يا قى كردن مادهء سودايى يا همانند آنها روى دهد ، به ابتلا به ماليخوليا نزديك مىشوند .
علامتها :
علامتهاى اوليهء ماليخوليا از اين قرار است :