اگر بيم آن مىرفت كه بيمار خود را به هلاكت اندازد بايد بسيار محكم طنابپيچ شود و در قفس گذارند و در جاى بلند آويزان كنند مانند تاب باشد .
بايد غذاى بيمار در همه احوال تر باشد و بايد تريى نباشد كه بندآمدنى در پى داشته باشد ، از قبيل نشاسته و همانند آن ، كه چنين خوراكى بسيار زيانآور است .
نبايد چيزهايى را بخورد كه زياد بول كند ، كه زيان دارد .
بقيهء معالجات و پرهيز همان است كه براى ماليخوليا در نظر گرفته شده و در بحث ماليخوليا ذكر خواهد شد .
اگر درجهء بيمارى پايين آمد ، زيانى نيست كه شراب بخورد اما بايد آب زياد با آن آميخته شود .
چه همچنين شرابى هم رطوبتبخش است و هم خوابآور .
نكند به هيچ وجه چيزهاى گرم و گرمىبخش را بخورد .
فصل نهم ماليخوليا
بيماريى كه فكر و پندار در آن از مجراى طبيعى بيرون مىرود و سر به تباهى و ترس مىكشد ، آن را ماليخوليا گويند . در ماليخوليا مزاج سودايى به حدى بدحال است كه روان دماغ را از داخل به وحشت مىاندازد و مىترساند و بدان مىماند كه تاريكى از خارج وحشتآور و ترساننده است .
زيرا مزاج سرد و خشك با روان مخالف است و دمساز نيست و روان از آن ناتوان مىشود . ليكن مزاج گرم و رطوبتى چون مزاج شراب با روان سازگار است و روان را تقويت مىنمايد . اگر ماليخوليا معالجه نشود و بيمار در پكرى و يورش بردن و شرارت بماند ، ماليخوليا سرانجام به مانيا مبدل مىشود .
ماليخوليا مرضى را گويند كه از سوداى سوخته منشأ گيرد . انگيزهء ماليخوليا يا در خود مغز است يا خارج از مغز .
آنچه در خود مغز است دو حالت دارد :
1 - يا از سوء مزاج سرد و خشك بدون ماده چنان است كه گوهر مغز و مزاج نورانى روان را به تيرگى و تاريكى بكشاند .
2 - يا همراه آن مادهء كذايى است ، و جاى وجود ماده مختلف است .
الف - يا ماده در رگها است و از جاى ديگرى آمده است .
ب - يا ماده در رگها محتويات رگها را سوخته و سياهرنگ گرديده يا به رنگ تيره درآمده است .
كه اكثرا به رنگ تيره درآمده است .
ج - يا ماده كاملا در جرم مغز سرايت كرده و جاىگزين شده است .
د - يا اينكه ماده در شكمچههاى مغز ريخته و از حيث چگونگى و از حيث گوهر ، مايهء آزار مغز