6 - از خوردن چيزهايى كه بادزا هستند و خلطها را درهم و برهم مىكنند و سبب خوابهاى پريشان و ترساننده مىشوند مانند باقلى و غيره .
7 - در حالت تب بخارهاى خشك و سوزناك به سوى مغز بالا مىروند و سبب بيمارى بىخوابى مىشوند .
8 - شايد سبب بىخوابى ورم سودايى يا سرطانى در اطراف مغز باشد .
پيران كه از بىخوابى در رنجند ، بوركى بودن و شور بودن خلطهاى ايشان و خشكى جوهر مغز آنان است .
گويند كسى كه بىخوابىاش شدت يابد و به سرفه گرفتار آيد مىميرد . و ما در بحث خواب چيزهايى ذكر كردهايم كه حتما بايد از آنها ياد شود .
علامت انواع بيمارى بىخوابى
1 - اگر با بىخوابى ، حواس سبك ، سر سبك ، چشم خشك ، زبان خشك ، بينى خشك باشد و سر نه گرم شود و نه سرد . علامت اين است كه بىخوابى از خشكى ساده است و نه مادهاى با خود دارد و نه با گرمى آمده است .
2 - اگر بىخوابى از گرماى همراه خشكى باشد ، علامتهاى نامبردهء خشكى هست و علاوه بر آنها التهاب و سوزش هست و شايد تشنگىآور هم باشد ، و بيخ چشمها بسوزد .
3 - اگر با بيمارى بىخوابى بينى تر و ژفك در چشم و احساس كمى سنگينى در سر و زود از خواب پريدن و بيدار شدن باشد ، علامت آن است كه از اخلاط بوركى است و بايد عمر بيمار را نيز در نظر گرفت .
4 - اگر ابتلا به بىخوابى از روشنايى جاى يا از خوراك باشد ، علامتش خود سبب آن است .
5 - اگر از ورم سودايى باشد علامتش همان علامتها است كه بارها ذكر شده است .
6 - اگر از درد عمومى ، يا از فكر زياد ، يا از تب شديد باشد سبب و علامت يكى است .
علاج :
1 - اگر سبب بىخوابى خشكى مزاج است بايد غذاى بيمار نمبخش باشد و بهويژه شستوشوى به اعتدال مفيد است . اگر حمام رفتن برايش خوابآور نبود بدان كه تن بيمار مزاج معتدل و رو به راه ندارد و خشكى يا خلطهاى ناپسند بر مزاجش كاملا مسلط شدهاند و از حمام رفتن ، خلطها برانگيخته مىشوند . پس بايد اين شخص كه به بىخوابى گرفتار است از فكر كردن ، جماع كردن ، خسته شدن دورى گزيند ، بياسايد و آرام نشيند و سرش را با روغنهاى عرقآور بر دوام بيندايد كه ذكر شدهاند و شير بر سرش دوشند و داروهاى مايع نامبرده را بر سر پاشد و در بينى كشد ، كه عطسه كند و در گوش چكاند ، و بهويژه روغن نيلوفر بسيار خوب است و اگر در بينى كشند بسيار خوبتر است . علاوه بر اين بهتر است كف پا را ماساژ دهد .
2 - اگر بىخوابى سببش گرمى است ، بايد داروهاى نامبرده را بيشتر از آنچه سببش خشكى