هر نوع از حالات سبات خواه سببش از سردى در گوهر مغز باشد يا از خوردن دارو باشد حتما مايهء تباهى ذكر و فكر است .
اگر سبات سببش رطوبت ساده است ، در آن نشانى از خون و گرانى بلغم نمىبينى .
اگر از بلغم باشد ، از امتلاء و پرخورى و زياده نوشيدن پيش از بيمارى معلوم است و نبض بيمار نرم و موجى و پهن است ، بيمار زياد در خواب غرقه مىشود و خوابش گران است و رنگ چشم و زبان سفيد است و سر گران و پلكها ملتهب و در لمس سرد است . علاجش را در علاجهاى سابق جوى و عمر و محيط زيست و غيره را در نظر داشته باش !
اگر از خون باشد از بادكردگى رگهاى ودج و سرخى چشم و گونه و زبان و گرمى سر و ساير علامات - كه ياد گرفتهاى - معلوم است .
اگر از خون يا بلغم باشد . با اينكه سبب سبات شده چندان گرد آيد كه ورم به بار آرد از علامات بيمارى : سرسام گرم يا سرسام سرد يا خواب در بيدارى را مىتوان شناخت .
شايد سبب سبات ، بخارى باشد كه در حالت تب از بدن بالا مىرود ، و به ويژه در حالتى كه ريه به درد آيد و ورم دارد كه آن را ذات الريه مىنامند . يا بخار از معده بالا مىرود . و سبب سبات مىشود ، تو علامت همهء آنها را ياد گرفتهاى !
اگر از بخار معده باشد ، قبل از سبات ( خوابزدگى ) سرگيجه ، صداها و وزوز و خيالات پيدا مىشوند . در گرسنگى سبك و در پر شدن زياد گردد .
اگر از طرفهاى ريه و سينه باشد . قبلا درد گران ( سنگين ) يا درد در اطراف سينه و نفس تنگى و سرفه و عرضهاى ذات الجنب و ذات الريه روى مىدهد .
اگر از سوى كبد باشد دليل بيماريهاى كبد را با خود دارد .
اگر از زهدان است قبلا علامت درد زهدان و امتلاء زهدان پديد آيند .
اگر از ضربت وارد آمدن بر سر يا گيجگاه است هريك را از دليل ويژه به خود مىشناسى .
تفاوت ميان سبات و سكته
بيمار سبات ممكن است بفهمد و از خواب بيدار گردد . حركتش از حسش نرمشپذيرتر است .
بيمار سكته ، نه حس دارد و نه حركت . هر دو از كار افتادهاند .
سبات و غش كردن
تفاوت ميان كسى كه سبات دارد با كسى كه از ناتوانى دل غش كرده آن است : نبض سباتى نيرومند و بيشتر شبيه نبض تندرستان است . اما نبض غش كرده ناتوانتر و سفتتر است . غش كردن كمكم روى مىآورد و رنگ بيمار زرد و شبيه رنگ مردگان شود و دست و پايش سرد گردد . در سبات رنگ زيباتر مىشود . پهناى رخسار و هيأت بينى لاغر نمىنمايد . هيأتش از هيأت خوابيدهاى عادى چندان فرقى ندارد ، تنها كمى برانگيختگى و بادكردگى دارد .