تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦

حجر افروجى ( سنگ فروغيا ، فروجيا ) :

خشكاننده همراه قبض ، گزنده و گدازنده است .

حجر الحيه ( مهرهء مار ) :

گويند مهرهء مار سنگ آبدان را خرد كند و جالينوس باور نكرده است . زهرها : گويند آن را در آب خيس كنند و بر مارگزيده بگذارند مىچسبد و شفا دهد . جالينوس فرمايد شخصى قابل اعتماد و راستگو اين را به من گفته است .

حجر يطفأ بالزيت ( حجر خزامى ، حجر ثراقى ) :

به آتش كشيده و گر گرفتهء اين سنگ را به وسيلهء روغن زيتون خاموش كنند و همراه آب به كار برند . حشرات موذى از آن گريزانند .

حجر اليشب ( يشم ) :

براى معده بسيار خوب است . جالينوس فرمايد : اگر گردن‌بندى از يشم تا مقابل معده آيد مرى و معده را سود رساند .

حجر الأساكفه ( سنگ كفش‌دوزان ) :

در مداواى قرحهء گلو و آماس زبان كوچك بهترين دارو است .

حجر أرمنى ( سنگ ارمنى ) :

سنگى است كمكى تمايل به لاجوردى دارد و برنگ لاجورد نيست و چون لاجورد پرمايه نمىباشد بلكه نوعى ريگسانى در آن هست و در بسائيدن نرم است و گاهى رنگرزان و نقاشان آن را بجاى لاجورد به كار مىبرند . اندامان غذا : براى معده خوب نيست . ناشسته‌اش قىآور است و شسته‌اش قى نمىآورد . و در هر حال با معده ناسازگار است . اندامان دفعى : در خارج ساختن سوداء از لاجورد مسهل‌تر است و بسيار مسهلى قوى است . از وقتى كه اين دارو را كشف كرده‌اند در بيماريهاى سودا خربق سياه به كار نمىبرند و تنها از سنگ ارمنى استفاده مىكنند .

حرار الصخر ( خزهء سنگ ، سپوسهء سنگ ) :

جالينوس فرمايد : اين سپوسه چيزى است كه بر سنگها پيداست و به جل‌وزغ مىماند . از دو وجه خشكاننده است . مزاج خودش خشك است و از سنگ نيز خشك‌مزاجى گرفته است . زداينده و سردكننده است - كه علاوه بر خشكى زدايندگى را هم از سنگ استفاده كرده و سردى از آب به وى رسيده است . خاصيت : خشكاننده و سردىبخش است . ديسقوريدوس گويد خونريزى را بند آرد كه من اين را نمىگويم .

حجر المثانه ، سنگ مثانه :

گويند كسى كه مبتلا به سنگ مثانه است از سنگ مثانه خورد شفا يابد . و من اين نوع معالجه را سفارش نمىكنم . اين بود بحث ما در فصل حاء كه در آن مجموعا پنجاه و سه دارو را نام برديم .