چنان كه گويند در علاج سنگ آبدان و قطع كردن خونريزى از پيزى مفيد است .
حجر الاسفنج ( سنگ اسپنگ ) :
سنگى است كه در اندرون ابر مرده يافت شود . و در خرد كردن سنگ گرده سودمند است .
حجر اللبن ( سنگ شير ) :
سنگى است كه اگر با آب سايند مايعى مىتراود كه به شير مىماند .
خاكسترىرنگ است و مزهء شيرين دارد . در آب مىسايند و گداختهاش در قوطى قلعى نگهدارى مىشود . مزاج : معتدل است . ورم و جوش : در سرآغاز پيدايش دمل بددوايى نيست . اما وقتى دمل به مرحلهاى نهايى مىرسد چندان اثر ندارد كه آن را به كلى خوب نمايد . چشم : سائيدهاش با آب در چشم كشند مانع وارد شدن مواد تباه به چشم گردد و قرحههاى چشم را شفا دهد .
حجر الرحى ( سنگ آسيا ، سنگ پاشويه ) :
اين سنگ را در آتش گذارند تا گرم شود و سركه بر آن ريزند . بخارى كه از آن برخيزد ، خونريزى و ورمهاى گرم را منع كند .
حجر المسن ( سنگ كارد ، فسان ) :
سائيدهاش را بر پستان و خايه مالند مانع بزرگ شدن مىشود . و ورم گرم پستان را فرو نشاند .
حجر العاجى ( شكر سنگ ) :
خاصيت : زداينده و خشكاننده ، و بازدارندهء خون است . خونريزى زخم و قرحه را بند آورد .
حجر عسلى :
سائيدهاش بسيار شيرينمزه است و هم كنشهاى سنگ شير را دارد و در نيرو با شادنه برابر است . تا اندازهاى گرمى هم دارد و از داروهاى شمرده شده است .
حجر القمر :
سنگى است سبكوزن كه در عربستان يافت مىشود و در مدت افزايش ماه آن را بدست مىآورند علاوه بر حجر القمر - تفوى ماه و كف ماه هم ناميده شده است . خاصيت : گويند اگر بر درخت آويزان كنند درخت بر دهد . سر : داروى صرع است . و آن را چون تعويذ بر مصروع آويزند .
حجر اسميطوس :
اين سنگ كنش شادنه دارد و از آن ناتوانتر است .
حجر حبشى ( سنگ ياسم ) :
سنگى است كه رهآورد سرزمين حبشه است . رنگش مايل به زردى است .
سائيدهاش زبان گز است و به شير شباهت دارد . چشم : اگر چشم آماس و ورم نداشته باشد در بر طرف كردن تم چشم مفيد است . اثر قرحهء چشم را مىزدايد و ناخنهء نرم را دوا كند .