است . خاصيت : بدون سوزش خشك مىكند و گدازندگى و قبوضيت دارد .
هيوفسطيداس :
شيرهء گياهى است كه آن را شنگ ( لحية التيس ) نامند و شيرهء نامبرده سرد و قبض است و در بحث لحية التيس تفصيل خواهيم داد . مزاج : سرد مايل به خشكى است .
هرنوه ( ننه حوا ) :
شبيه به فلفل و كمى به زردى مايل است . معطر است مانند عود . و آن را از سرزمين سلاوى مىآورند . مزاج : معتدل است . اندامان غذا : تقويت معده كند ، گوارش را مدد دهد . اشتها را افزون كند .
هرقلوس « 1 » ( گل قاصد ) :
از سبزيهاى بيابانى است . بنا به گفتهء ( حنين ) همان خس الحمار است كه در باب خاء ذكر مىشود . مزاج : سرد و تر و كمى خشكى و گرمى و قبضى هم دارد . خاصيت : گويا در بند آوردن شكم معتدل است .
هشت دهان :
عود هندى است و بازرگانان آن را مىشناسند . مفاصل : داروى نقرس است .
هريسه ( وليم ) :
آشى است كه همه مىشناسند . آرايش : فربهى دهد و براى كسى كه تنش خشك است سودمند مىباشد . اندامان غذا : ديرهضم و بسيار مغذى است .
در اينجا فصل هاء با دوازده دارو پايان مىيابد .
فصل ششم حرف ( و )
وسمه :
برگ نيل است . گزينش : بهترينش خراسانى است . مزاج : در آخر اول به گرمى مايل است و در دوم به خشكى . خاصيت : قبض است و زداينده . آرايش : رنگ مو است .
ورد ( گل سرخ ) :
ورد تركيبى است از گوهر آبى و خاكى . تندمزه و گيرنده و تلخ و جمعكننده است و كمى شيرينى هم دارد . و به علت آن چيزى كه اين شيرينى و تلخى را در آن ايجاد كرده در مواد آبى گل
هامش
( 1 ) - هرقليوس : علف مرواريد است و به نظر مىرسد كه شرقيان آن را نشناختهاند - معين .