و قرحه : در علاج گرى ، خارش ، سعفه ، قوباء ، « 1 » سودمند است .
وسخ ( چرك ) :
چرك آتشدان در آخر دوم گرمىبخش است . و بهترش آن است كه رنگش مخلوطى از سياهى و خاكى رنگ باشد . « 2 » چرك گرمابه آنچه بر ديوار آن است به اعتدال گرمى دهد . چرك تن كشتىگيران به چرك گرمابه نزديك است . چرك تن كشتىگيران دو نوع است . يكى آنچه بعد از آنكه روغن زيتون بر تن ماليدهاند پيدا شده و با گرد و غبار آميخته . دوم چركى است كه از بخار و عرق آنها بر ديوار نشسته يا در زمين بازى جمع شده است . خاصيت : هر دو نوع چرك گدازنده ، رساننده به اعتدال هستند . چرك آتشدان به اعتدال مىزدايد . و بسيار شفابخش است . و همه انواع چرك خار و پيكانها را جذب مىكنند . آرايش : چرك گوش داروى كژدمه است . و ترك لب را علاج مىكند . دمل و جوش :
خراج را تحليل برد . چرك كشتىگيران ورمهاى پستان را فرو نشاند . چرك گرمابه داروى تاول است .
زخم و قرحه : چرك ديوار ورزشگاه كشتىگيران علاج قرحهء پيران و تركخوردگى است . چرك آتشدان بهترين داروى اكزيما است . مفاصل : چرك تن كشتىگيران با مرهم گرم بر عرق النسا نهند مفيد است .
و علاج سفت شدن مفاصل انگشتان است .
ورشان :
خون ورشان داروى زخم چشم است . گوشتش ديرهضم است و شكم را بند آرد .
ورل :
ورل از تيرهء سوسمارها است و به سام ابرص شبيه است و بزمجه نيست . زيرا بزمجه هميشه يا اكثرا در بيابان برهوت زندگى مىكند . و سر و تن و دم بزمجه با ورل فرق دارد . اما شايد مزاج اين دو بهم نزديك باشد . مزاج : گوشتش بسيار گرم است . آرايش : مدفوعش لكههاى سياه و ككومك را دواست . پيه و گوشت آن براى تيرهاى از زنان فربهكننده است . خاصيت : قوتى در او است كه پيكان و خارها را جذب مىنمايد . دمل و جوش : زبل سائيدهء آن زگيل را برمىكند . چشم : چنان كه شنيدهام مدفوع ورل مانند مدفوع بزمجه داروى سفيدى چشم است .
ودع :
كه همان صدف است . خاصيت : جذبكنندهء خار و پيكان است . آرايش : سائيدهاش زگيلهاى ثابت و معلق را بركند .
اين آخرين گفتار ما راجع به حرف واو بود كه هشت دارو را در بر گرفت .
هامش
( 1 ) - گاهى « قوباء » را « اكزما » معنى كردهام و شايد اشتباه باشد - ه .
( 2 ) - اخضر ذكر شده . اخضر سبز است و رنگ خاكى و سياهى مخلوط را هم اخضر گويند . . .