رودهها ) « 23 » و ذات الجنب و خونريزى از رگهاى گشاد شده مقعد ( در بواسير ) مىگردد و براى بيمارىهاى سودائى و درد سرين و درد كليه و زهدان نيز نافع و سودمند است .
گاهى اتفاق مىافتد كه بر اثر انتقال يك بيمارى به بيمارى ديگر حال بيمار وخيمتر مىگردد ، مانند انتقال ذات الجنب به ذات الريه و انتقال مرضى كه بنام قرانيطس مشهور است به بيمارى بنام ليثرغس « 24 » .
بيمارىهائى وجود دارند مانند : جذام ، جرب ، آبله ، تب وبائى و دمل گنديده كه واگير هستند ، بويژه اگر محلههاى سكونت بيمار تنگ باشند و همسايهء بيمار در پائينتر از جهت وزش باد ساكن باشد . رمد نيز واگير است بويژه براى كسانى كه در چشم بيمار خيره مىشوند و بسيار در آن مىنگرند . كند شدن دندان نيز از اين مقوله است كه حتى تصور مزه ترش به آن كندى مىرساند . بيمارى سبل و برص نيز از جمله بيماريهاى واگير مىباشند .
بيمارىهائى وجود دارند كه ارثى هستند و از نسلى به نسل ديگر انتقال مىيابند ، مانند كچلى طبيعى ، برص ، سبل و جذام .
برخى بيمارىها نژادى هستند و خاص طايفه يا ساكنان منطقهاى مىباشند و يا در ميان آنها زيادند .
اين را هم بدان كه ناتوانى اندامها از بدى مزاج و يا از گداختن بنيه سرچشمه مىگيرد .
هامش
( 23 ) - در نسخه انگليسى ،« Lienteric diarrhoa »بمعنى اسهالى كه در آن مدفوع داراى غذاى هضم نشده است آمده است .
( 24 ) - نسخهء انگليسى : ورم گرم مغز ( سرسام )« Phrenitis »به يك ورم بلغمى مغز ( كه ممكن است عفونى باشد ) تبديل مىشود .