تعليم ششم - قوا
مشتمل بر يك جمله و يك فصل است .
جمله - درباره قوا
و آن مشتمل بر شش فصل است .
فصل اول - گفتار كلى درباره جنس قوا
بايد بدانى كه قوا « 242 » و كنشها بوسيله يكديگر شناخته مىشوند ، زيرا هر قوهاى منشاء نوعى كردار است و هر كنشى از قوهاى سرمىزند . از اين روى وصف كيفيت كنش و قوه را از هم جدا نساختيم و در يك تعليم به تعريف هر دو پرداختيم . به عقيدهء طبيبان قوائى كه كنشها را نشان مىدهند عبارتند از :
1 - قوهء نفسانى « 243 » 2 - قوهء طبيعى « 244 » 3 - قوهء حيوانى « 245 »
هامش
( 242 ) -Psycho - Phvsical drives( معنى تقريبى آن : انگيزههاى روانى جسمى است ) .
( 243 ) - قوه نفسانى يا قوه نفسانيه كه مىتوان آن را نيروى عصبى دانست از نظر لغوى از نفس يا آنيما مشتق شده است . نظر باينكه اين قوه بيشتر به حركات ارادى و حسها مربوط مىشود مىتوان از آن قوه يا نيروى عصبى تعبير نمود .
( 244 ) - قوه طبيعى يا قوه طبيعيه كه مىتوان آن را قوه جسمى يا بدنى ناميد از كلمه « طبيعى » در ترجمههاى لاتين مشتق شده است . واژه « طبيعى » واژهاى وسيع الاستعمال است و شامل زمينههاى جسمى و زيستشناسى و روانشناسى حيات است . در اينجا منظور از « طبيعى » بدن يا جسم است ، در مقابل روان .
( 245 ) - قوه حيوانى يا قوه حيوانيه از كلمه « حيوان » مشتق شده است . عمل اصلى اين قوه نگهدارى يا ابقاى حيات است و ازاينرو مىتوان آن را نيروى حياتى ناميد .