شامهها اجسامى هستند كه از رشتههاى پىهاى نامحسوس تنيده شدهاند ؛ اجسامى هستند رقيق و لطيف و دربرگيرنده كه روى اجسام ديگر را مىپوشانند و داراى فوائد زير هستند :
الف - شكل و هيئت اندام در بر گرفته شده را حفظ مىكنند .
ب - از اندامهاى ديگر مىگيرند و بوسيله پى و زردپىهائى كه در تارهاى آنها پراكنده شدهاند و تار و پود آنها را تشكيل مىدهند به اندام در بر گرفته مىدهند . رابطهاى كه بين كليهها و پشت بوسيله غشاء برقرار مىشود از اين مقوله است .
ج - شامهها براى اندامهائى كه در اصل فاقد حس هستند ، سطح حساسى بوجود مىآورند و موجب احساس برخوردها مىگردند و عوارض اندامهاى در بر گرفته را درك مىكنند . اندامهائى از قبيل شش ، جگر ، طحال و كليه در گوهر خود حساس نيستند ليكن بوسيله شامههاى فراگيرنده خود به برخوردها پى مىبرند . اگر بادى در آنها بهپيچد غشاء كشيدگى پيدا مىكند و آن را درك مىنمايد و اگر ورمى روى آورد شامه مىتواند ورم و عضو متورم شده را به علت زياد شدن سنگينى اندام بر اثر ثقل ورم ، حس كند .
9 - گوشت
گوشت آگنهاى « 66 » است كه درون اندامها را پر كرده است و نيروئى است كه اندامها از آن استوارى مىيابند .
هر اندامى بخودىخود داراى نيروئى غريزى است كه بوسيله آن غذاى خود را تامين مىكند ، مواد غذائى را به طرف خود مىكشد ، در خود نگاه مىدارد ، همانند و جزو خودش مىسازد و مواد زائد را بيرون مىريزد .
اندامها در كيفيت و كميت نيروى غريزى باهم برابر و يكسان نيستند ؛ برخى از آنها همراه نيروى غريزى ، نيروئى دارند كه به اندامهاى ديگر نيز مىرسد و برخى ديگر غير از آن هستند . از طرف ديگر عدهاى از اندامها علاوه بر نيروى خود ، از اندامهاى ديگر نيز نيرو دريافت مىكنند و عدهاى غير از آن هستند . اگر اندامها باهم تركيب شوند چند حالت بوجود مىآيد :
الف - اندامى ( نيرو ) مىبخشد و ( نيرو ) مىپذيرد .
ب - اندامى ( نيرو ) مىبخشد و نمىپذيرد .
ج - اندامى ( نيرو ) مىپذيرد و نمىبخشد .
د - اندامى نه ( نيرو ) مىپذيرد و نه نيرو مىبخشد .
هامش
( 66 ) - آنچه كه درون چيزى را با آن پر كنند .