تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
مثل ابو الفرج اصفهانى « 1 » ؛ و برخى تنها به اشاره و ذكر مقدمات آن بسنده كرده‌اند ، مثل ابن نما « 2 » و سيد بن طاووس « 3 » .

نگاهى گذرا به خطبه و باز تاب آن

امام سجاد ( ع ) - در آن بخش‌هايى از خطبهء شريفشان كه به ما رسيده است - تنها به معرفى خود و خاندانش بسنده فرمود و متعرض چيز ديگرى نشد . شايد رازش اين بود كه مىدانست جامعهء شام دربارهء اهل بيت ( ع ) و منزلت والايشان چيزى نمىداند . زيرا آنها در كنار حكومت سركشانى از بنى اميه تربيت يافته بودند كه حقايق را از آنها پنهان كرده و آنان را با شير دوستى فرزندان شجرهء ملعونه - بنى اميه - و دشمنى خاندان پيامبر ( ص ) پرورده بودند . از اين رو مىبينيم كه امام ( ع ) مشكل را - در اين مرحله - از راه عاطفى درمان مىكند ؛ چرا كه تأثيرش در اين مقطع خاص از هر وسيلهء ديگرى بيشتر است . از محتواى خطبه چنين بر مىآيد كه شنوندگان از عامهء مردم بودند ، نه از اعيان و اشراف . فضاى اين مجلس با فضاى مجلس عام يزيد كه پر از اعيان و اشراف و بزرگان و رجال اهل كتاب و برخى نمايندگان دولتهاى آن روز بود تفاوت داشت « 4 » . از اين رو مىبينيم كه به ذكر مزاياى اهل بيت ( ع ) مىپردازد و مردانى از آنها را ياد مىكند كه بىمانند و بىنظيرند ؛ و مىفرمايد كه پيامبر برگزيده از ماست ، صدّيق - يعنى على بن ابى طالب ( ع ) - از ماست ؛ طيّار - منظورش جعفر بن ابى طالب‌است - از ماست . شير خدا و رسول او - مقصودش حمزه سيد الشهدا است - از ماست . سرور زنان عالم - يعنى فاطمه زهرا ( س ) - از ماست . دو سبط اين امّت و دو سرور جوانان بهشت - يعنى حسنين ( ع ) - از مايند . حضرت ابتدا مقصودشان را از مصاديق اين اوصاف ، مثل صديق و
هامش
( 1 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 121 . ( 2 ) . مثير الاحزان ، ص 102 . ( 3 ) . الملهوف ، ص 19 . ( 4 ) . مؤيدش اين است كه سخنرانى در مسجد ايراد شد ، نه در مجلس . ر . ك . بحار الانوار ، ج 45 ، ص 161 .