گناهشان نيست . در اين مقام ، آنچه يزيد به آن دست يافته است به خاطر ارزشمندى او در نزد خداوند نيست ! بلكه بايد پيمانهاش پر شود ، و بداند كه عذابى دردناك در انتظار اوست .
2 . بيان ستم يزيد در حكومت ؛ با آنكه مدّعى تجسّم خلافت اسلامى است .
3 . تأكيد بر مسألهء حفظ منزلت زن و لزوم غيرتورزى .
4 . تأكيد بر اين نكته كه كار يزيد نتيجه كفر اوست و براى انتقام از كشته شدن نزديكان كافر يزيد به دست لشكر رسول خدا ( ص ) در بدر مىباشد . اين كار در حقيقت كشيدن شمشير بر روى رسول خدا ( ص ) و انتقامگيرى از وى پس از پنجاه سال از وفات آن حضرت بود .
5 . تأكيد بر اينكه حكومت و ولايت از آن خاندان محمد ( ص ) است نه ديگران ؛ آنجا كه فرمود : « آن گاه كه حكومت و اقتدار ما به تو رسيد » .
6 . اشاره به مسؤوليت كسى كه سركشى را بر گردهء مسلمانان سوار كرده است . حضرت بدين وسيله به يزيد كه مىخواهد رفتارش را به قضا و قدر الاهى واگذارد ، پاسخ مىدهد .
7 . تصريح بر ناتوانى يزيد و اطرافيانش براى از ميان بردن ياد اهل بيت ( ع ) ؛ چنين كارى از هيچ كس ساخته نيست .
8 . بيان عظمت مقام شهيد و والايى شهادت در انديشهء اسلامى .
9 . انداختن مسؤوليت مستقيم قتل امام ( ع ) به گردن يزيد .
موضع يزيد نسبت به خطبه
خوارزمى - پس از نقل خطبه - مىنويسد كه يزيد گفت :
اى صدايى كه در ميان صداها ستايش مىشوى ، چه آسان است مرگ بر نوحه گران . « 1 »
استاد باقر شريف قرشى گويد : خطابهء حضرت زينب ( س ) ، چونان صاعقهاى بر سر يزيد غرّيد و غرورش را شكست و شكوهش را نابود ساخت ، به طورى كه از دادن پاسخ
هامش
( 1 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 63 . به گفتهء ابن نما و ابن طاووس ، پس از آن يزيد اين شعر را خواند :يا صيحة تحمد من صوائح * ما اهون الموت على النوائح( مثير الاحزان ، ص 101 ؛ الملهوف ، ص 218 ) .