تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣

شهادت خاندان جعفر بن ابى طالب

1 - شهادت عون بن عبداللَّه بن جعفر

مادرش حضرت زينب « 1 » دختر امام اميرالمؤمنين ( ع ) ، بود . وى در روز عاشورا براى يارى سرور جوانان بهشت به ميدان جنگ آمد و اين رجز را مىخواند : اگر مرا نمىشناسيد بدانيد كه من فرزند جعفر هستم ، شهيد راستينى كه در بهشت از همه تابان‌تر است . او در بهشت با بالى سبز در پرواز است و در روز محشر همين شرافت ، او را بس است . او پس از كشتن سه سوار و هجده پياده ، به دست عبداللَّه بن قطنهء طائى كشته شد . « 2 »
هامش
( 1 ) - در تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) ( ص 150 ) آمده است : « عون بن عبداللَّه بن جعفر بن ابى طالب كه‌مادرش جمانه دختر مسيّب بن نجبة بن ربيعة بن رباح فزارى بود - به دست عبداللَّه بن قطنهء طائى نبهانى كشته شد . اما به نظر مىرسد كه مادر عون اكبر ، چنان كه گذشت ، حضرت زينب بوده است . اما عون بن جمانه ، عون اصغر است و به حسب ظاهر در كربلا حضور نداشته است . در عمدة الطالب سيد داودى ( ص 36 ) آمده است : « اما عون و محمد اصغر همراه عمويشان ، حسين ( ع ) ، روز طف كشته شدند . » ( نيز ر . ك : مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 31 ) ؛ و در مقاتل الطالبيين ( ص 95 ) آمده است : « عون بن عبداللَّه بن جعفر بن ابى طالب اكبر ، مادرش حضرت زينب بود . » در نفس المهموم ( ص 317 ) آمده است : « شايسته است بدانيم كه عبداللَّه بن جعفر دو پسر به نامهاى عون اكبر و عون اصغر داشت . مادر يكى از آن دو حضرت زينب و مادر ديگرى جماعه ( جمانه ) دختر مسيب بن نجبهء فزارى بود . » سخنان مورخان دربارهء كسى كه همراه حسين ( ع ) كشته شد مختلف است و چنين به نظر مىرسد آن كسى كه در طف كشته شد عون اكبر ، فرزند حضرت زينب بود و عون اصغر در واقعهء « حرهء واقم » به دست ياران مسرف بن عقبهء ملعون كشته شد . ابوالفرج نيز در المقاتل ( ص 122 ) نوشته است : عون بن عبداللَّه بن ابى طالب يعنى عون اصغر و مادرش جمانه ، دختر مسيب بن نجبة بن ربيعة بن رياح بن عوف بن هلال بن ربيعة بن شمخ بن فزاره است كه مادر وى از بنى مرة بن عوف فزارى مىباشد . . . عون در جنگ حره واقم كشته شد . ( 2 ) - مناقب آل ابى طالب ج 4 ، ص 106 و ر . ك : انساب الاشراف ج 3 ، ص 406 ؛ الدرالنظيم ، ص 555 . در اين دو كتاب آمده است كه او را عبداللَّه بن قطبهء طائى كشت ؛ و تسلية المجالس ( ج 2 ، ص 302 ) آمده است : پس هجده مرد را كشت .