پدرت بر سر بالينت آمد و با قلب سوزان بر تو مىگريست ؛ و خونت را به سوى آسمان ريخت و قطرهاى از آن به زمين بازنگشت و آب ديدگان پدرت همچنان در عزايت سرازير بود . » « 1 »
على اكبر در زيارت ناحيه مقدسه سلامى دارد كه نشان منزلت والاى ايشان است . در آنجا مىخوانيم : « درود بر تو اى نخستين شهيد از نسل بهترين كسى كه از فرزندان ابراهيم خليل پا به عرصه دنيا نهاده است . درود خداوند بر تو و بر پدرت ، آن هنگامى كه دربارهات فرمود : پسرم ، خداوند بكشد مردمى را كه تو را كشتند . چه قدر اينان نسبت به خداوند رحمان و شكستن حرمت رسول خدا ( ص ) جسور شدهاند ! پس از تو خاك بر سر دنيا باد ! درود بر تو در آن هنگامى كه در برابر كافران قد علم كردى و فرمودى :
من على بن حسين بن على هستم ، به خداى كعبه سوگند كه ما به پيامبر خدا ( ص ) نزديكتريم .
شما را آن قدر با نيزه مىزنم كه خم گردد و در حمايت از پدرم شما را از دم شمشير مىگذرانم ،
با ضربت جوانى هاشمى و عربى ، به خدا سوگند كه فرومايه بر ما حكم نخواهد راند .
تا آن كه جان سپردى و پروردگارت را ديدار كردى . شهادت مىدهم كه تو به خدا و پيامبرش نزديكترى . گواهى مىدهم كه تو فرزند رسول خدا و حجت و امين او و پسر حجت و امين او هستى . خداوند بر كشندهء تو مرّة بن منقذ بن نعمان عبدى حكم كند .
خداوند او و هر كس را كه در قتل تو شركت جست و بر ضد تو آنان را پشتيبانى كرد لعنت و خوار كند . خداوند آنان را در جهنم جاى دهد و آن چه بد جايى است ؛ و ما را از كسانى كه با تو ديدار مىكنند و با جد و پدرت و عمويت و برادرت و مادر مظلومهات همراهند قرار دهد . من از دشمنان بى دين تو بيزارى مىجويم . « والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته . » « 2 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : كامل الزيارات ، ص 253 ، باب 79 ، شماره 21 .
( 2 ) - ر . ك : بحار ، ج 45 ، ص 65 - 66 .