آن قدر ماند تا آنكه يك سال بعد جان سپرد . كميت اسدى دربارهاش مىگويد : « و ابو موسى اسير در زنجير » - و مقصودش موقّع است . » « 1 »
شهادت عمر « 2 »
( عمرو ) بن جنادهء انصارى خزرجى
جنادة بن كعب بن حرث انصارى خزرجى از جمله اصحابى بود كه در حملهء نخست به شهادت رسيد . او شانزده تن از سپاهيان دشمن را كشت . « 3 » جناده از كسانى بود كه همراه خانوادهاش از مكّه با امام ( ع ) همراه آمده بود . پسرش به نام عمرو ، كه در آن هنگام يازده سال داشت ، « 4 » پس از پدرش نزد امام ( ع ) رفت و از آن حضرت اجازه ميدان خواست . حضرت اجازه نداد و فرمود : پدر اين جوان در حملهء نخست كشته شده است « 5 » و شايد مادرش راضى نباشد . اما او گفت : مادرم خودش به من فرمان داده است . آنگاه امام ( ع ) به او اجازه فرمود و ديرى نگذشت كه كشته شد و سرش را به سوى اردوگاه حسين ( ع ) انداختند . مادرش سر را برداشت و خون را از آن پاك كرد و آن را به مردى از دشمن كه در نزديك او بود كوفت و او را كشت . آنگاه به خيمه بازگشت و عمودى و به قولى شمشيرى برداشت و اين شعر را خواند :
من پيرى ناتوانم در ميان زنان ، فرتوت و فرسوده و لاغر
براى دفاع از فرزندان شريف فاطمه ، شما را با ضربتى سخت مىكوبم .
پس از آنكه دو مرد را با عمود خيمه زد ، امام ( ع ) او را به خيمه بازگرداند . » « 6 »
هامش
( 1 ) - ابصار العين ، ص 117 .
( 2 ) - سماوى ( ابصار العين ، ص 159 ) نام وى را عمر ذكر كرده است ، ولى ديگران عمرو نوشتهاند .
( 3 ) - ر . ك : مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 104 . در اين كتاب آمده است : سپس فرزندش به ميدان مبارزهرفت و به شهادت رسيد .
( 4 ) - ر . ك : مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 253 .
( 5 ) - در ابصار العين ( ص 159 ) آمده است : پدرش در معركه كشته شده است .
( 6 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 253 ؛ و ر . ك : ابصار العين ، ص 159 ؛ حياة الحسين بن على ( ع ) ، ج 3 ، ص 223 - 224 .