چنان كه طبرى نيز مىنويسد : « چون عمر سعد نماز صبح روز شنبه يا بنا به رواياتى جمعه دهم ماه محرم را به جاى آورد ، با همراهانش بيرون آمد » . نيز گويد : چون عمر سعد بيرون آمد ، فرمانده جماعت اهل مدينه در آن روز عبداللَّه بن زهير بن سليم ازدى ، فرمانده جماعت مذحج و اسد ، عبدالرحمن بن ابى سبرهء حنفى ، فرمانده جماعت ربيعه و كنده ، قيس بن اشعث بن قيس و فرمانده تميم و همدان ، حر بن يزيد رياحى بود . اينان همه در قتل حسين ( ع ) شركت داشتند ، مگر حر كه به حسين گرويد و همراهش كشته شد . عمر ، عمرو بن حجاج زبيدى را در ميمنه و شمر بن ذى الجوشن ، شرحبيل بن اعور بن عمر بن معاويه - ضباب بن كلاب - را در ميسره ، قرار داد . عزرة بن قيس احمسى را فرمانده سواران و شبث بن ربعى يربوعى را فرماندهء پيادگان ساخت ؛ و پرچم را به غلام خويش ، زويد ، داد . » « 1 »
هامش
( 1 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 317 ؛ و ر . ك : الارشاد ، ج 2 ، ص 95 و ر . ك : الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 286 ؛ الاخبار الطوال ، ص 256 ؛ عيون الاخبار ، ص 98 . در برخى منابع به جاى « زويد » ، « دريد » و در اخبار الطوال ، زيد ، غلام عمر بن سعد ، آمده است .
خالد محمد خالد در كتاب « ابناء الرسول فى كربلا » ، ص 120 مىنويسد : شگفت اينجاست كه طبق نقل تاريخ ، نخست به امامت فرمانده خود نماز صبح خواندند و بعد براى ارتكاب آن جنايت عازم گشتند . آيا درست است كه آنان نمازگزاردند و در پايان نماز خوانند كه « اللهم صل على محمد و آل محمد » ! پس چه شد كه در پايان نماز ، براى از ميان برداشتن امامان آل محمد شمشير كشيدند ؟ !