تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
گفت : به خدا سوگند ، اگر به او مىرسيدم ، با نيزه به او مىزدم . در حالى كه حرّ مىجنگيد و از سر و صورت اسب وى خون جارى بود . حصين گفت : اى يزيد ، اين همان حرّ است كه آرزوى او را داشتى ! گفت : آرى ؛ و به سوى حرّ رفت . اندكى نگذشت كه حرّ او و چهل سوار و پياده را كشت . « 1 » او پيوسته مىجنگيد تا آن كه اسبش را پى كردند و او پياده ماند و مىگفت :
انى انا الحرُّ و نجل الحرّ * أشجع من ذى لبد هزبر و لست بالجبان عند الكرّ * لكنّنى الوقّاف عند الفرّ « 2 »
من آزاده‌اى [ حر ] از نسل آزادگانم و از شير ژيان شجاع‌ترم ؛ هنگام حمله ترسو نيستم و هنگام فرار [ لشكريان ] نيز مىايستم . نيز نقل شده است كه حرّ به امام ( ع ) گفت : اى فرزند رسول خدا ( ص ) من نخستين كسى بودم كه رودرروى تو ايستادم . اجازه فرماى تا نخستين كسى باشم كه در پيشگاه تو كشته مىشود و نخستين كس باشم كه فردا ( به محضر جدت شرفياب مىشوم ) و با وى مصافحه مىكنم ! مقصود وى از نخستين كشته ، نخستين فرد از مبارزه‌طلبان است و گرنه در حملهء نخست چنان كه گفته‌اند ، چندين تن كشته شده بودند - او نخستين كسى بود كه به جنگ سپاه عمر سعد رفت و اين سرود را مىخواند :
انّى أَنَا الْحُرُّ وَ مَأوَى الضيفِ * أَضْرِبُ فى اعْناقِكُم بِالسيْفِ عَنْ خَيْر مَن حَلَّ بِارْضِ الخَيف * اضْرِبُكُم وَ لا أرى من حَيفِ
من حر هستم كه به ميهمان پناه مىدهم ، با شمشير بر گردن‌هايتان مىزنم . در دفاع بهترين كسى كه در سرزمين خيف فرود آمد ، شما را مىزنم و افسوس نمىخورم .
هامش
( 1 ) - نيز تفصيل اين روايت را در تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 324 ) ببينيد . ( 2 ) - ر . ك : بحار ، ج 45 ، ص 14 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 225 | شيخ محمد جواد طبسي / عبد الحسين بينش