را ويران كنند « 1 » » . ابوسفيان معتقد بود كه پيامدهاى رويارويى با رسول خدا صلى الله عليه و آله ، اقتضا مىكند كه دشمنى براى هميشه روزگار باقى بماند . وى پيش از جنگ بزرگ بدر ، هنگامى كه در صدد كسب اخبار پيامبر صلى الله عليه و آله برآمده بود ، خطاب به مرد جُهْنى گفت : به لات و عُزّى سوگند كه چنانچه كار محمد را كتمان كنيد ، تا پايان روزگار ، قريش با شما دشمن خواهد بود ؛ زيرا هيچ يك از آنها نيست كه در اين كاروان متاعى نداشته باشد . « 2 »
از هنگامى كه بدر بزرگ موجبات شكست و عقبنشينى قريش را فراهم آورد ، كينه بنى هاشم و به ويژه كينه امير المؤمنين ، على بن ابى طالب عليه السلام ، سخت در دل اينان جاى گرفت . آنان مىدانستند كه عامل اصلى شكست و زيانهاى جبرانناپذيرشان ، على عليه السلام است . زيرا همو بود كه وليد را كشت و در قتل عتبه و شيبه شركت جست و آن طور كه عموم مورخان شيعه و سنى نوشتهاند ، در جنگ بدر 35 تن را به جز آنان كه در موردشان اختلاف است به تنهايى كشت و در قتل چند تن ديگر نيز سهيم بود . « 3 »
شجاعت و ثبات قدم او در روز احد نيز يگانه و بىمانند بود . گواه نقش شگفت آن حضرت ، قطعه زير است كه از ميدان آن درگيرى نقل مىشود :
« طلحةبن ابىطلحه عبدرى از بنىعبدالدار ، پرچمدار قريش ، بهميدان آمد و فرياد زد : اى محمد ، آيا مىپنداريد كه شما با شمشيرهايتان ما را به دوزخ مىفرستيد و ما با شمشيرهايمان شما را روانه بهشت مىكنيم ؟ هر كدامتان كه مىخواهد به بهشت درآيد ، بايد با من بجنگد .
در اين هنگام اميرالمؤمنين عليه السلام ، به مبارزه او شتافت و در آن حال اين رجز را مىخواند :
يا طَلْحَ انْ كُنْتُمْ كَما تَقُولُ * لَكُمْ خُيُولٌ وَلَنا نُصُولٌ
فَاثْبِتْ لِنَنْظُر أيْنا المقتول * وَأينا اوْلى بِما تَقُولُ
فَقَدْ أَتاكَ الأَسَدُ الصَّؤُولُ * بِصارِمِ لَيْسَ بِهِ فَلُولُ
يَنْصُرُهُ الْقاهِرُ وَالرَّسُولُ
هامش
( 1 ) - بحار ، ج 19 ، ص 217 .
( 2 ) - همان ، ص 247 .
( 3 ) - همان ، ص 281 .