4 - باز گذاشتن دست اموىها در تصدى پستهاى حكومتى :
پس از استقرار خلافت ابوبكر ، به مقتضاى همكارى جديد ميان حزب حاكم و حزب اموى ، دست اموىها در تصدى پستهاى حكومتى باز گذاشته شد . به طورى كه حدود 13 كارگزاران ، واليان و فرماندهان لشكر را در دوران ابوبكر ، بنىاميه تشكيل مىدادند ؛ « 1 » و اين چيزى بود كه آرزوى اينان را براى دستيابى به قدرت برآورده مىساخت .
حزب سلطه ، تداوم فكرى و عملى خود را تنها با وجود حزب اموى امكانپذير مىديد ؛ و حزب اموى نيز پس از سامان گرفتن حكومت ابوبكر و موفقيت شعار مطرح شده از سوى حزب سلطه مبنى بر اين كه « خلافت از آن قريش است نه بنىهاشم » ، موفقيتش را تضمين شده يافت . عبدالله علايلى در اين باره مىگويد : با پيروزى ابوبكر ، اين بنى تميم نبود كه پيروز شد ، بلكه تنها بنىاميه به پيروزى رسيد ! از اين رو ، دولت اسلامى را به همان رنگى كه خود مىخواستند درآوردند و آن طورى كه مقريزى در كتاب « النزاع والتخاصم » مىگويد ، اينان با وجود بر كنار بودن از حكومت ، سياستهايش را زير تأثير خود داشتند .
پس از اين پيروزى انتخاباتى ، بنىاميه دست به كار فراهم ساختن مقدمات كودتايى شدند كه هدف آن رسيدن هر چه زودتر به حكومت بود ؛ و هر كس حركتهاى ابوسفيان را مورد دقت و بررسى قرار دهد ، ترديد نخواهد كرد كه وى به گونهاى خستگىناپذير تلاش مىكرد تا راه را براى رسيدن به اهداف خودش هموار كند . « 2 »
5 - حيات مجدد روحيهء قبيلهگرايى :
روحيه قبيلهگرايى كه در پرتو تعاليم اسلام به خاموشى گراييده بود ، بار ديگر زنده گشت . چرا كه منطق سقيفه بر دادن القاب زشت و تفاخر قبيلهاى بنا شد و از معيار اسلامى
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »
فاصله گرفته بود .
روحيهء قبيلهگرايى در منطق حاكم بر مهاجر و انصار حاضر در سقيفه به طور كامل آشكار بود . ابوبكر كينههاى ديرينه ميان اوس و خزرج را به آنها يادآور شد و با ذكر كُشت
هامش
( 1 ) - ر . ك . تاريخ الطبرى ، ج 2 ، ص 616 ، باب « ذكر اسماء قضاته و كتابه و عماله على صدقات » ؛ الامام الحسين بنعلى عليه السلام ، ج 1 ، ص 277 .
( 2 ) - الامام الحسين عليه السلام ، ص 191 .