جز بدعتهاى مخالف با سنّت آن حضرت نبود . با وجود اين هرگاه به چنين روايتهايى [ از عملكرد عمر ] دست مىيافتند ، بر عمل به مفاد آنها اصرار مىورزيدند و از كنار نهادنشان سرباز مىزدند ، حتى اگر به آنان يادآورى مىشد كه اين خلاف سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است .
مردم كوفه ( پايتخت آن روز سرزمينهاى اسلامى ) از امام على عليه السلام تقاضا كردند برايشان امامى تعيين كند كه نمازهاى نافلهء ماه رمضان را به جماعت بخواند . امام عليه السلام آنان را از اين كار باز داشت و برايشان توضيح داد كه اين كار خلاف سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است .
ولى آنها امام را ترك گفتند و گرد آمدند و يك تن از خودشان را به امامت برگزيدند . امام عليه السلام فرزندش حسن را نزد آنان فرستاد . امام حسن عليه السلام در حالى كه تازيانهاى به دست داشت وارد مسجد شد مردم همين كه وى را ديدند به سوى درها گريختند و فرياد برآوردند :
واعمرا ! « 1 » و در برخى منابع آمده است كه گفتند : اى مسلمانان سنّت عمر تغيير داده شد ! « 2 »
در اينجا يك جنبه از دشوارىهاى بزرگى كه امام على عليه السلام در راه باز گرداندن كارها به مجراى صحيح ، با آن روبهرو بود ، براى پژوهنده روشن مىشود . آن حضرت خود در اين باره مىفرمايد : حكمرانان پيش از من كارهايى انجام دادند كه خلاف سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود . آنان به عمد با آن حضرت مخالفت مىكردند ، پيمانهايش را مىشكستند ، سنّت او را تغيير مىدادند ؛ و چنانچه مردم را به ترك آنها وا مىداشتم و سنّت را در مسير اصلى آن قرار مىدادم و به وضعيت دوران رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم باز مىگرداندم ، حتى سپاه خودم از گِرد من پراكنده مىشدند . به طورى كه تنها مىماندم ، يا حداكثر اندكى از شيعيانم كه فضايلم را مىشناختند و امامت مرا بر اساس كتاب خداى عزوجل و سنّت رسول او بر خود واجب مىشمردند ، با من همراه مىشدند . « 3 »
7 - ضعف معنوى و روحى امّت :
كسى كه دستاوردهاى سقيفه را مورد مطالعه و بررسى قرار دهد ، در مىيابد كه امّت اسلامى گرفتار پديدهء روانى ضعف « روحى » گشته بود ؛ چيزى كه در دوران پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سابقه نداشت . اين « ضعف روحى » را مىتوان به
هامش
( 1 ) - نهج الحق و كشف الصدق ، ص 289 - 290 .
( 2 ) - كافى ، ج 8 ، ص 63 ، حديث شماره 21 .
( 3 ) - همان ، ص 59 ، حديث 21 .