سپس امام عليه السلام پرسشهاى ديگرى كرد و اعرابى پاسخ داد . امام عليه السلام فرمود تا ده هزار دينار به او دادند و گفت : اين براى اداى قرضهايت . ده هزار دينار ديگر هم داد و فرمود :
با اين ، كار خويش را به سامان آر ، زندگىات را بهبود بخش و براى خانواده ات خرج كن .
آنگاه اعرابى اين شعر را سرود :
طربت و ما هاج لى معبق * ولا لى مقام ولا معشقُ
و لكن طربت لِال الرسول * فلذ لِىَ الشعر والمنطق
هم الاكرمون ، هم الانجبون * نجوم السماء بهم تُشْرِقُ
سبقت الأنام إلىالمكرمات * فَقَصَّرَ عن سبقك السُبَّقُ
بِكُمْ فتح الله باب الرشاد * وباب الفساد بِكُم مغلق « 1 »
نه از عشق و دلدادگى [ معشوق ] به وجد آمدم .
بلكه به عشق آل رسول به وجد آمدم و شعر و گفتار به من لذت بخشيد .
همانا كه پاكترين و گرامىتريناند و ستارگان از فروغ آنان درخشيدن گرفتهاند . در نيكى گوى سبقت را از مردم در ربودى و پيشتازان اين ميدان در سبقت از تو باز ماندند .
خداوند به وسيلهء شما دروازههاى هدايت و رشد را گشود و هم به سبب شما درهاى فساد و كژى بسته شد .
در روايت ديگرى آمده است : روز عاشورا بر پشت آن حضرت نشانى ديده شد ، هنگامى كه از زينالعابدين دربارهاش پرسيدند ، گفت : اين اثر كيسهاى است كه به خانههاى بيوهزنان و يتيمان و بينوايان بر پشت خود مىبرد . « 2 »
1 - 2 - توجّه به شيعيان و سرپرستى آنان
امامحسين عليه السلام همانند همهء امامان اهل بيت عليهم السلام ، به شيعيانشان توجّه فراوان و ويژهاى داشت ؛ و مىكوشيد تا در شرايط سياسى دشوار و حساس و مخاطرهآميز آن دوره ، آنان
هامش
( 1 ) - اعيان الشيعه ، ج 1 ، ص 580 .
( 2 ) - همان .