شمشيرهاى آخته بوديم باز شد » ؛ « و همه پشت برگرداندند و همه نعمان بن زرعه « 1 » را براى دفع ما پيش ما بداشتند » ؛ « ما شتران بيمار آزادگان را به آبشخورى رانديم همچنان كه مرغ قطا به تالابى زلال رو مىآورد « 2 » »
تاريخ حيره
دربارهء كسانى كه در حيره پس از عمرو بن هند از طرف پادشاهان ايران بر مرزهاى عرب حكومت مىكردند « 3 » .
از اين پيش گفتيم كه چه كسانى از جانب پادشاهان ايران از خاندان نصر بن ربيعه تا مرگ عمرو بن هند در حيره حكومت كردند و مدت حكومت هريك را بيان داشتيم . اكنون نام پادشاهان اين خاندان را از مرگ عمرو بن هند تا زمان نعمان بن منذر ياد كنيم . پس از عمرو بن هند برادر او ، قابوس بن منذر « 4 » ، به پادشاهى رسيد .
هامش
( 1 ) - اين مرد يكى از فرماندهانى است كه در جانب ايرانيان بوده است ( رجوع شود به مطالب گذشته ) ولى به گفتهء اغانى ( ج 20 ص 137 ) فرار كرده است .
( 2 ) - در اغانى ( ج 20 ص 139 به بعد ) اشعار ديگرى دربارهء اين جنگ مذكور است . آنچه در اغانى و جاهاى ديگر دربارهء رفتارى كه خسرو در طى اين جنگ و پس از آن كرده است ، آمده است بىارزش مىباشد .
( 3 ) - دنبالهء فهرستى است كه در فصل ششم ذكر شده است .
( 4 ) - قابوس از نامهاى پهلوانى داستانهاى ايرانى است ( در اوستاKawa usanو در شاهنامه كاووس ؛ مقايسه شود باZDMGج 32 ص 570 ) . ما نام او را در حاشيهء شماره 1 صفحهء 202 ، فصل ششم به صورت و يا ( كامبوسس و يا كابوسس ) در زير حكومت برادرش ، ديدهايم . اگر حدس سن مارتين درست باشد او همان كسى است كه مارسلينوس او را در وقايع سال 536 م . ذكر كرده است . گويا در سال مذكور منذر باChabo( قابوس ) و شيخ قبيلهHezido( يزيد ) به ناحيهء فرات حمله كرده بودهاند . ولى احتمال دارد كه مقصود ازChaboقابوس نباشد بلكه كعب مجهول الحالى باشد ، همچنان كه از سرگذشتHezido( يزيد ) هم اطلاعى در دست نداريم . منذر بن حارث غسانى شكست قاطعى بر قابوس