تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
بريده باد ! » ؛ « مقصود من همانا اصم ( كر ) « 1 » و اعشى ( كور ) است كه اگر به يك جاى باشند بينائى يكى شنوائى ديگرى را سود نبخشد » ؛ « اگر سوارانى كه از لهازم كه نه خواب‌آلود و نه سست بودند در آنجا نمىبودند ، ديگر كسى ( از بكر ) به هنگام تابستان به ذوقار نمىرفت » ؛ « ما بوديم كه از سوى چپ ايشان درآمديم چنان كه فروشوندگان به آبشخور با بيرون‌شوندگان از آن درآميزند و مشتبه گردند . » « 2 » ابو عمرو بن العلاء گويد : چون سخن ابو كلبه به اعشى رسيد گفت : « او راست گفته است » و در پوزش‌خواهى از آنچه گفته بود چنين گفت « 3 » :
متى يقرن اصم بحبل اعشى * يتيها فى الضلال و فى الخسار
فلست بمبصر ما قد يراه * و ليس بسامع ابدا حوارى
« هنگامى كه كرى با كورى به يك جاى گرد مىآيند در ميان گمراهى و زيانكارى سرگردان مىمانند » ؛ « نه من آنچه را كه او مىبيند همىبينم و نه او هرگز گفتار مرا مىشنود » . و نيز دربارهء آن روز گويد :
اتانا عن بنى الاحرار قول لم يكن امما * ارادوا نحت اثلتنا و كنّا نمنع الخطما
هامش
( 1 ) - اصمّ يعنى كر و اعشى به معنى يك‌چشم است . شاعر مىگويد « اعشى ما » ، براى آنكه هر دو از قبايل متعدد قيس بوده‌اند . ( 2 ) - يعنى از سمت مقابل ، ايشان فرار كردند و ما از جلو ايشان درآمديم و جنگ را دوباره برپاساختيم . از اين قطعه ابيات ديگرى در اغانى ( ج 20 ص 139 ) موجود است و در آنجا بهتر بيان شده است : آنان بودند كسانى كه از سمت چپ ايشان آمدند . مقصود از « آنان » قبيلهء عجل است . ( 3 ) - اغانى ( در موضع مذكور ) چند بيت تند در جواب مستقيم به اشعار ابو كلبه نقل مىكند . اين اشعار بر طبق رسم عربى به همان وزن و قافيهء شعر مهاجم است ، از اين اشعار قطعات ديگرى هم در دست است و از جمله شعر معروفى است دربارهء وفاى سموئل بن عاديا . فقط شاعر معروفى مانند اعشى مىتواند اشعارى مانند اشعار مذكور در متن كه متضمن طنز شجاعانه‌اى به خود گوينده باشد ، بسازد .
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 364 | تئودور نولدكه / عباس زرياب