تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
« از آزادگان « 1 » ( ايرانيان ) سخنى به ما رسيد كه درست نبود . ايشان مىخواستند ما را ريشه كن سازند و ما از سپردن زمام خود به دست ايشان سرباز مىزديم . » و نيز اعشى به قيس بن مسعود چنين گفت :
أقيس بن مسعود بن قيس بن خالد * و انت امرؤ ترجو شبابك وائل
أ تجمع فى عام غزاة و رحلة * الا ليت قيسا غرّقته القوابل
« اى قيس بن مسعود بن خالد ، تو مردى هستى كه قبيلهء وائل « 2 » آرزو مىكنند كه جوان بمانى » ؛ « آيا در يك سال « 3 » هم جنگ مىكنى و هم سفر ؟ كاش قابله‌هاى قيس او را خفه مىساختند « 4 » ! » اعشى بنى ربيعه « 5 » گويد :
و نحن غداة ذى قار اقمنا * و قد شهد القبائل محلبينا
و قد جاءوا بها جاواء فلقا * ململة كتائبها طحونا
ليوم كريهة حتى تجلت * ظلال دجاه عنا مصلتينا
فولونا الدوابر و اتّقونا * بنعمان بن زرعة اكتعينا
و ذدنا عارض الاحرار وردا * كما ورد القطا الثمد المعينا
« بامداد روز ذوقار ما پاى فشرديم آنگاه كه قبيله‌ها براى يارى يكديگر آمده بودند » ؛ « و سپاهى سياهرنگ ترس‌آور كه دسته‌هاى آن به هم پيوسته و خردكننده بود آورده بودند » ؛ « براى روز پيكار ، تا آنكه تاريكىهاى آن سپاه از سر ما كه با
هامش
( 1 ) - باز مقصود ايرانيان است . ( 2 ) - يعنى قبايل بزرگ بكر و تغلب . ( 3 ) - به روايت ديگر « فى يوم » يعنى در يك روز . ( 4 ) - ابيات ديگرى از اين شعر در عقد الفريد ( 3 / 114 ) هست . ( 5 ) - اعشى ربيعه از شعراى بنى شيبان است كه در حدود سه نسل پس از اين واقعه ظهور كرده است ( اغانى ج 16 ص 160 به بعد ؛ حماسه ص 773 ) . شعراى عرب دوست دارند كه از اعمال دليرانهء گذشتهء قبيلهء خود به تلفظ « ما » سخن گويند و از كارهاى ناخوش‌آيند و خجلت‌بار قديم دشمنان خود به لفظ « شما » تعبير كنند .