و سپس تنها به جايگاه خويش بازگشت .
عباس عليه السّلام آخرين پيكارگرى بود كه با دشمنان حسين عليه السّلام جنگيد و به فيض شهادت نايل آمد و پس از او نوجوانانى از تبار ابو طالب كه سلاحى در اختيار نداشتند ، به شهادت رسيدند . كميت بن زيد اسدى دربارهء او مىگويد :
و ابو الفضل إن ذكرهم الحلو * شفاء النفوس فى الأسقام
قتل الأدعياء إذ قتلوه * أكرم الشاربين صوب الغمام
يعنى : ابو الفضل يكى از جوانمردانى بود كه ياد شيرين آنان شفاى هر دردمندى است ، آن كه فرومايگان را كشت . آنگاه كه او را به شهادت رساندند ، وى بزرگوارترين كسى بود كه آب باران آشاميد .
و نوادهاش ، فضل بن محمد بن فضل بن حسن بن عبيد اللّه بن عباس ، دربارهاش چنين سروده است :
إنى لأذكر للعباس موقفه * بكربلاء و هام القوم تختطف
يحمى الحسين و يحميه على ظمأ * و لا يولّى و لا يثنى فيختلف
و لا أرى مشهدا يوما كمشهده * مع الحسين عليه الفضل و الشرف
أكرم به مشهدا بانت فضيلته * و ما أضاع له أفعاله خلف
يعنى : نبرد عباس را در كربلا يادآور مىشويم كه بر دشمن حمله مىبرد و سرهاى آنان را به آسمان پرتاب مىكرد . در همهء حالات از جمله تشنگى ، از حسين حمايت كرد ، نه پشت به دشمن كرد و نه خسته شد و همواره نبرد مىنمود . هيچگاه رزمگاهى را چون رزمگاه او در كنار حسين كه صاحب فضيلت و بزرگوارى است ، نخواهم ديد . چه رزمگاهى كه فضيلتش پديدار شد و بازماندگانش نيز به او اقتدا مىكنند .
مؤلف در اين خصوص مىگويد :