تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
يكى از آن دو رجز مىخواند و ديگرى آن را تكميل مىكرد و مىگفتند :
قد علمت حقّا بنو غفّار * و خندف بعد بنى نزار
لنضربن معشر الفجّار * بكل عضب صارم بتّار
يا قوم ذودوا عن بنى الأطهار « 1 » * بالمشرفىّ و القنا الخطّار « 2 »

يعنى : قبيلهء غفّار و تيرهء خندف و نزار به خوبى مىدانند . كه ما با شمشير برّان بر گروه فجّار و كافر ، ضرباتمان را وارد مىسازيم . مردم ! با شمشير و نيزه از فرزندان پاك پيامبر دفاع كنيد . اين دو برادر همچنان به پيكار ادامه دادند تا به فيض شهادت نايل شدند . بنا به نقل سروى : عبد اللّه ، در نخستين حمله و عبد الرحمن هنگام نبرد تن به تن به شهادت رسيد « 3 » . ديگرى گفته است : آن دو در جنگ تن به تن به شهادت رسيدند و از مفهوم كلمهء « مراجله » ( پيادگان ) نيز همين معنا برداشت مىشود .

جون بن حوى ، غلام آزادشدهء ابو ذر غفارى

« 4 » جون ، پس از شهادت ابو ذر ، به اهل بيت عليه السّلام پيوست . ابتدا در خدمت‌گزارى امام حسن و پس از او در خدمت امام حسين عليهما السّلام ، انجام وظيفه نمود و در سفر امام عليه السّلام از مدينه به مكه و از آنجا به عراق ، حضرت را همراهى مىكرد . به گفتهء رضى الدّين داوودى : آن‌گاه كه آتش جنگ برافروخته شد ، مقابل امام حسين عليه السّلام آمد و از او اجازهء ميدان خواست ، امام عليه السّلام به او فرمود : « يا جون ! أنت فى إذن منّى ، فانّما تبعتنا طلبا للعافية فلا تبتل بطريقتنا » .

هامش
( 1 ) . در نسخهء اصلى ، « بنى الاحرار » آمده است .
( 2 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 328 .
( 3 ) . مناقب : 4 / 113 .
( 4 ) . شيخ طوسى در رجال : 99 ، شمارهء 966 او را از ياران امام حسين عليه السّلام به شمار آورده است ؛ ارشاد : 2 / 93 .