3 - با دلايل عقلى و نقلى ثابت شد كه در كليهء احكام شرع ، پيروى از معصومين عليهم السّلام و رجوع به آنان واجب است و اين موضوع بر تمام مواردى كه قبلا بدان اشاره كرديم خط بطلان مىكشد . زيرا به گواهى تحقيق و بررسى ، امور ياد شدهء « تصوّف » با شيوهء اهل بيت عليهم السّلام در تناقض است و تفاوت اين مورد با مورد قبلى روشن و هميشه ملازمهاى ميان آنها وجود ندارد . زيرا آن مورد شامل كارهاى انجامشدنى بود ، نه امور دستبرداشتنى ولى اين مورد ، هردو بخش را شامل مىگردد .
4 - روايات وارده ، نسبت « تصوّف » و عدم جواز ابراز و شعار قرار دادن آن را حرام دانسته است . در باب نخست اين كتاب در اين زمينه به استدلال پرداختيم كه كافى به نظر مىرسد و به توفيق الهى تحقيق و بررسى بيشتر را در اين خصوص ، يادآور خواهيم شد .
5 - رواياتى را كه بر كلّيهء امور مربوط به « تصوّف » خط بطلان مىكشد به يارى خدا در ابواب و فصلهاى كتاب مشروحا بيان خواهيم كرد و اين مورد به اعتبار تمام دلايل ياد شده ، به نحو كلى و به اعتبار هريك از مطالب ، به نحوى خاص بر مسلك « تصوّف » خط بطلان مىكشد .
6 - آيات شريفهء قرآن داراى اقسام فراوانىاند كه بخشى از آنها در باب نخست بيان شد .
بعضى از آن آيات بر وجوب حكم ، طبق دستورات خدا و بر حرمت حكم و عمل به غير دستورات الهى دلالت دارند ، مانند آيهء شريفهء :
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ ؛
« 1 » هركس به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نكند ، كافر است
قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ ؛
« 2 » بگو آيا خداوند به شما چنين اجازهاى داده يا بر خدا افترا مىبنديد ؟ .
برخى از اين آيات بر وجوب پيروى از نبّى اكرم صلّى اللّه عليه و آله و حرمت مخالفت با آن حضرت و ترك سنّت وى دلالت دارد . نيز آيهء شريفهء :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ ؛
« 3 » بگو اگر خدا را دوست داريد ، از من پيروى كنيد تا خدا نيز شما را دوست داشته باشد و
هامش
( 1 ) . مائده ، آيهء 44 .
( 2 ) . يونس ، آيهء 59 .
( 3 ) . آل عمران ، آيهء 31 .