چهارم اباحيان : اين گروه مىگويند : ما قادر بر بازداشتن خويشتن از انجام معاصى نيستيم . ميان اين دسته ، امر به معروف و نهى از منكر معنا ندارد و قائلاند كه : اموال و دارايى و آبرو و نواميس مسلمانان بر يكديگر حلال است و مىگويند : كلمهء « نه » كفر است و اذيّت و آزار ، مانعى بر سر راه است و امر به معروف و نهى از منكر نوعى آزار و اذيّت به شمار مىآيد . اين دسته تبهكارترين آفريدگان خدا در روى زميناند .
پنجم حاليان : اين جمعيّت معتقدند كه گوش فرا دادن به آواز و رقص ، جايز است . آنها در اثر شنيدن آواز از هوش مىروند بهگونهاى كه هيچگونه تحرّكى در بدن آنها وجود ندارد . در صورتى كه اين شيوه بر خلاف سنّت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله تلقى مىشود . بنابراين ، بدعت و گمراهى است .
ششم حلوليان : كه قائلند نگاهكردن به سيماى پسر نوجوانى كه در صورتش مو نروييده و به چهرهء زنان ، حلال است . آنان در حال نگاهكردن به چهرههاى ياد شده به رقص درمىآيند و در حالت رقص مىگويند : صفتى از صفات خداى متعال در ما حلول كرده است . بنابراين ، در چنين حالتى بوسه زدن و معانقهكردن برايمان حلال است با اينكه اين عمل ، كفر محض شمرده مىشود .
هفتم حوريان : شيوهء اينان نيز مانند حلوليان است و مىگويند در حالت رقص ، صفتى از صفات خدا در ما حلول كرده و حوريان بهشتى نزدمان مىآيند و ما با آنان همبستر شده و عمل زناشويى انجام مىدهيم ، البته اين شياطيناند كه در خيال و وهم آنان نزدشان مىآيند ، اين دسته هنگامى كه از رقص و پايكوبى فراغت يافتند ، غسل جنابت انجام مىدهند .
هشتم واقفياناند : كه قائلاند بندگان ، از شناخت خداى متعال عاجز و درماندهاند و در حقيقت چنين چيزى براى آنان محال است و اين بيت شعر فارسى را بر زبان مىآورند :
تو را تو دانى تو را نداند كس * تو را كه داند كه تو را تو دانى و بس
و اين سخن ، گمراهى محض بهشمار مىآيد .
نهم متجاهلان : اينان افرادى در پوشش فاسقاناند و مىگويند : مقصود ما از انجام اين قبيل كارها دفع رياكارى است در صورتى كه اين خود ، نوعى گمراهى تلقّى مىشود .
دهم متكاسلان : افراد ياد شده ، دست از كار و كسب كشيده و دست نياز نزد مردم دراز مىكنند و از زندگى خود به شكمپرستى دلخوشاند و اموال زكات را به ناحق مىخورند .
با اينكه اين عمل ، بر خلاف سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است .