پياده نظام تعليمات صحيح ندارد و لباس افراد آن بسيار مندرس است اما سواران چون محلى و غير نظاميند نمىتوان حكم درستى در باب ايشان كرد ، اگر چه در سوارى و اسبتازى ماهرند ولى هيچ قسم تعليم نظامى ندارند .
5 ژوئيه - 10 ذى الحجه
از ديروز تا به حال در آبادى بردهسره هستيم . امروز روز عيد قربان است ولى شتر مخصوص قربانى در اينجا حاضر نيست و به جاى آن بيش از هزار گوسفند قربانى كردند . بديهى است كه حال اردو بعد از چنين كشتارى چه خواهد بود ، گوسفندها را جلوى چادرها پوست مىكنند و پوست آنها را جلوى آفتاب مىآويزند و چون هيچ يك از كثافات را به زير خاك نمىكنند چارهاى ديگر به غير از كندن اردو از اينجا باقى نمىماند .
6 ژوئيه - 16 ذى الحجه
سراب يكى از سرچشمههاى عميق و عريض گاماساب است ، ديروز را براى همين در بردهسره مانديم كه عمل قربانى در آنجا صورت بگيرد و سرچشمهء زيباى گاماساب به كثافات آلوده نشود ، البته از اين بابت بايد ممنون اعليحضرت بود .
جلگهء اينجا در ميان دو كوه در جهت شمال غربى تا چشم كار مىكند وسعت دارد .
دامنهء كوه طرف دست راست كه كمارتفاعتر است خاكى است و از پايين تا بالا برآمدگىهايى دارد در صورتى كه كوه طرف چپ يعنى سفيدكوه كه از بروجرد تا اينجا از پهلوى آن گذشتهايم و سرحد لرستان به شمار مىآيد مرتفعتر است و دامنهء آن سنگستان و قلل آن از برف مستور مىباشد .
اسكندر كبير كه از اصطخر به اكباتان ( همدان ) مىآمد از همين ناحيه كه مسير ماست گذشته . اين مرد كه در آن عصر تمدن عالى يك نفر وحشى حسابى بوده از هر كجا عبور كرده جز خرابى چيزى به جا ننهاده و بعد از او روزگار نيز دنبال عمل او را گرفته است به شكلى كه امروز ديگر از آثار آن زمان چيزى در اين سرزمين باقى نمانده است .
خوشى هفتهاى را كه در سراب گذرانديم گرماى فوق الطاقهء اين سه روز اخير به كلى