تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
انسانى در ميان گودالى كه به عقيده ايشان حوضى بوده ولى آجرهاى دور آن معلوم نبود برخورده بودند . شايد اين گودال محصور كه پر از استخوان بوده يكى از همان گورستان‌هاى خشتى باشد كه يونانىها بعد از جنگ‌ها مرده‌هاى خود را در آنها دفن مىكردند . ميرزا فروغى از آنجا يك جمجمه بالنسبه تمام با چند پيكان مفرغى و مسى همراه آورده بود . اين جمجمه به كلهء يك نفر عرب بيش از هر جنس ديگر شبيه است به همين جهت شايد حق با اعتماد السلطنه باشد كه اين گورستان را متعلق به زمانى مىداند كه اعراب ايرانيان را به زور سلاح به دين اسلام آورده و بعد از حركت از عربستان در همين نواحى با ايرانيان چند جنگ كرده‌اند . اما پيكان‌هاى فلزى كه طول آنها از 5 تا 7 سانتىمتر است نوك‌هاى تيزى دارند شبيه به سر نيزه كه طول زمان آنها را كند كرده و يكى از آنها اين اختصاص را دارد كه نوك آن را به ضرب چكش كج نموده‌اند و آثار ضرب چكش بر آن نمودار است . در قبرستان‌هاى قديمى از اين قبيل اسلحه‌هاى كج شده زياد ديده مىشود و ظاهرا اين كار را براى آن مىكرده‌اند كه بعد از مرگ كسى سلاح او را ديگرى به كار نبرد . ظل السلطان كه به اينجا وارد شده بود چهار اسب اصيل و مقدارى فرش و پارچه‌هاى سنگين قيمت و بعضى نفايس ديگر تقديم پيشگاه پدر خود كرد با چند كيسه اشرفى . گويا ظل السلطان با تقديم اين هدايا مىخواست اسباب ترضيه خاطر ملوكانه را فراهم كند تا ديگر پاپى دارايى مشير الملك نشود . حكيم الممالك كه اگر روزگارى چيزى از مال دنيا به چنگ او بيفتد از راهى غير از راه‌هاى معمول به ظل السلطان است فقط يك تخته قالى سلطان‌آبادى به شاه پيشكش كرد ولى همين يك تخته قالى به آن اندازه وسعت داشت كه آن را باريك شتر كردند و از جهت بافت نيز خالى از اهميت نبود زيرا كه نقش آن از سادگى صنعت قالى در زمانى كه آن را بافته بودند حكايت مىكرد .

1 ژوئن - 5 ذى القعده

بعد از طى چهار فرسخ راه از محلات به آبادى اره رسيديم . در بين راه طرف دست
سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 258 | عباس إقبال آشتياني / فووريه