تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
قضاة كلاهى بلند و استوانه شكل بر سر دارند كه دور آن يك قطعه شال كشميرى كم‌زينت پيچيده‌اند و جبه‌هاشان از شال‌هاى كشميرى نخلى ترتيب داده شده . مردم ديگرى هم در ميان حضار ديده مىشوند كه با وجود همرنگى در كلاه مراتب و مقامات مختلفهء آنان را از جبه‌هاى شال كشميرى گشاد و تكمه‌هاى قيمتى آنها كه شاه به پاداش خدمات يا براى نمودن لطف خود به ايشان بخشيده مىتوان تميز داد . هنگامى كه من مشغول تماشاى اين منظره بودم ناگهان جمعيت را ديدم كه به حال تعظيم ورود شاه را به باغ استقبال كردند . شاه كه با طمأنينه پيش مىآمد به تالار داخل شد و به وضع مرسوم ايران بر روى تخت مرمر نشست و به بالش مرواريددوزى تكيه كرد . قطعات الماس و ياقوت و زمرد لباس او مىدرخشيد و جقه‌اى كه به شكل بادبزن به عنوان شعار شاهى بر كلاه داشت مثل سردوشىهاى پهن او از مقدار كثيرى الماس درست شده و احجار كريمه بزرگ به الوان مختلف بر سينهء او از دوش تا كمر نصب و بر حمايل و خنجر او سوار است و چند قطعه الماس را كه به درشتى گردو است به جاى تكمه بر لباس پادشاه دوخته‌اند . همين كه شاه نشست دو نفر كه عمامه‌اى بلند بر سر و جوراب‌هاى بلند قرمزى كه تا بالاى ران ايشان مىآمد برپا داشتند و در دو طرف تخت ايستاده بودند جلو آمدند ، يكى يك فنجان قهوه ديگرى غليونى به شاه تقديم كرد كه بسيار زيبا بود و دانه‌هاى فيروزه بر آن نشانده بودند . اوقاتى كه شاه به كشيدن غليون مشغول بود از احدى نفس برنمىآمد ، چون غليون تمام شد اعليحضرت نطقى كرد كه مختصر آن را مترجم اول شاه به اين شكل براى من خلاصه نمود . « كسانى كه در غياب ما مأمور ادارهء مملكت بوده‌اند به خوبى از عهدهء وظيفهء خود برآمده و ما از ايشان راضى هستيم . در ممالكى كه سفر كرديم همه‌جا ما را سلاطين و دولت‌ها به خوبى پذيرفتند و از ايشان ممنونيم » . همين كه نطق شاه تمام شد سيدى جوان به ايراد خطابه‌اى پرداخت كه از بس آن را تند مىخواند و با صداى خشنى ادا مىكرد همه را به تنفر آورد . بعد از او نوبت پيرمردى رسيد كه برعكس آن سيد چنان خطابهء خود را آرام و آهسته مىخواند كه هيچ‌كس آن را نمىشنيد . در آخر كار عده‌اى دست‌جمع سرودهايى در مدح شاه خواندند و سلام پس
سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 103 | عباس إقبال آشتياني / فووريه