بسم اللّه الرحمن الرحيم چنين گويد أبو بكر محمد بن زكرياى رازي - كه ايزد روانش را به آرامش وآسايش قرين داراد - كه تنى چند از أهل نظر وتميز وتحصيل ، « 1 » چون ما را با عامهء ناس در خلطه وآميزش يافته وبه أمور معاش مشتغل ديدهاند به عيبجويى وشكستن قدر ما برخاسته وچنين پنداشتهاند كه از سيرهء حكما انحراف جستهايم ، مخصوصا از راه ورسمي كه پيشواى ما سقراط داشته كناره كردهايم ، چه از اين حكيم نقل است كه هيچ گاه گرد در گاه ملوك نمىگرديد واگر ايشان طالب قرب أو مىشدند دعوت ملوك را به استخفاف رد مىكرد ، طعام لذيذ نمىخورد وجامهء فاخر نمىپوشيد ، در بند ساختن خانه وگرد كردن توشه وتوليد مثل نبود ، از خوردن گوشت ونوشيدن شراب وملازمهء لهو دورى مىجست ، به همان خوردن گياه وپيچيدن خود در جامهاى ژنده قناعت مىورزيد ، در صحرايى در خمى بيتوته مىكرد ، با عوام وسلطان هيچ گاه تقيه به كار نمىبست بلكه آنچه را بر حق مىدانست در لفظي روشن وبيانى صريح پيش همه بر زبان مىآورد .
مخالفان نه تنها سيرت ما را خلاف اين مىدانند ، بلكه در طرز
هامش
( 1 ) معلوم نشد كه غرض محمد بن زكريا از اين جماعت كيست شايد بعضي از همان متكلمانى باشند كه أو يك عده از رسايل خود را بر رد عقايد ايشان نوشته است . در باب استعمال مسخرهآميز « أهل نظر وتميز وتحصيل » كه رازي در اينجا به كار برده رجوع شود به عنوان يكى از تأليفات أو كه كتاب الاشفاق على أهل التحصيل من المتكلمين والمتفلسفين نام داشته است ( الفهرست ، ص 301 وابن أبي اصيبعه ، 1 : 203 وقفطى ، ص 276 ) . - حاشيهء آقاى پول كراوس ناشر متن عربى اين رساله .