تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

حاصل ، و هر روزى فسوق بسيار از او ظاهر مىشود بواسطه فساد عمل ، وبسا باشد دايم الجنابة ( 1 ) وهكذا . بلكه چون ترك او تقليد را نمىباشد در صورت شنيدن اختلاف علماء ولزوم اجتهاد يا تقليد مگر از راه استخفاف به احكام الهيه يا استكبار وگردنكشى از التزام تقليد و هر يك از اين دو اشد فسوق ، بلكه اول ، موجب كفر مىشود اين همه در صورتى است كه سالك جاده احتياط نباشد اما اگر به نوعى احتياط كند كه در جميع افعال وعبادات ومحرمات ومشتبهات وامور مختلف فيها به مجمع عليه عمل نمايد ودقيقه اى از دقايق احتياط در قول و فعل را فرو نگذارد در مرتبه قصواى از عدالت خواهد بود و ليكن اين كار اوحدى از علما است چه اين طريقه بسى صعب ومستصعب وموقوف بر مرتبه عظمى از علم است تا اقوال همه علماء وموارد احتياط را تشخيص دهد و در لحظه اى از لحظات از جزئى جزئى قول و فعل وحركات وسكنات خود غافل نگردد . ( 108 ) س 31 : بفرماييد كه هر گاه كسى گلاب غصبى را بر روى خود زند وخواسته باشد كه نماز كند آيا مىتواند كه به آن گلاب كه بر روى زده است نماز كند يا نه وآيا فرقى هست ميان تر بودن صورت به آن گلاب يا خشك شدن آن در نماز ؟ ج : در صورت خشك شدن روى اصلًا محل دغدغه نيست چه عين مغصوب رفت آن صاحب مغصوبى هست ( 2 ) و همچنين در صورت تر بودن كه مجرّد رطوبت باقى باشد كه از عوارض است نه اعيان مانند رنگ حناى مغصوب كه اصلًا محل دغدغه نيست چه مجرّد عوارض چون بو و رنگ و رطوبت و امثال اينها ملك نيستند و مورد تملك با نفسها نمىشوند بلى اگر عين قطرات گلاب باقى باشد يعنى جسم گلاب ، در استصحاب آن در نماز محل اشكال است بلكه

هامش
( 1 ) در اصل : دائم الخيانة .
( 2 ) واو مصاحب مغصوبى نيست . ظ .