برده اند ، بعد از آن كه دانستى كه مكارى ضامن است ، از خود او بودن باعث تفاوتى نمىشود ، و همچنين از ديگرى بودن ، زيرا كه ورثه از مكارى مطلقا مىتوانند مطالبه كنند .
بلى در دو صورت فايده ظاهر مىشود ، يكى آن كه آن مكارى و آن شخص ديگر هيچ نداشته باشند ، و در دست او به غير از اين تنخواهى كه گرفته چيزى ديگر نباشد ، دوّم اين كه ورثه ء كبير و همچنين صغير بعد از كبير شدن از غرامت كشيدن مكارى و آن شخص بگذرند و آنها را عفو كنند وخواهند همين تنخواهى را كه گرفته است از او بگيرند ، در اين صورت اگر معلوم باشد كه تنخواهى ديگر هم در نزد آن مكارى بوده و آن دزدان برده اند ، و آن چه را گرفته به عوض هر دو گرفته ، يا بدون تعيين يكى از آنها گرفته ، در اين صورت بايد مال قسمت شود ، يعنى آن چه را گرفته بر روى آن چه برده اند قسمت كنند ، و هر يك به قدر الحصّه بردارند ، مثل اين كه شش تومان از ميّت و چهار تومان از ديگرى برده اند ، واو دو تومان گرفته ، دوازده هزار دينار ورثه ء ميّت برمىدارند و هشت هزار دينار آن ديگرى ، و اگر معلوم شود كه آن دزدان آن تنخواه را به عوض يكى معيّن از آنها داده اند ، مال همان معيّن مىشود ، و ديگرى را تسلَّطى نيست ، و هر گاه معلوم نباشد كه تنخواهى ديگر هم در نزد آن مكارى بوده ، و ليكن خود آن مكارى اعتراف كند كه بعضى از آن تنخواه مال ديگرى است ، ظاهر آن است كه اقرار آن مسموع است با عدم بد مظنّگى وتهمت .
ومحصّل جواب آن است كه در صورت مسطوره ورثه را مىرسد كه از هر يك از مكارى وشخصى كه به او داده مطالبه ء مال تلف شده را بكنند ، ومكارى نه تسلَّط كرايه و نه اخراجات پيدا كردن را دارد از ورثه ، و حكم تنخواهى كه گرفته همان است كه مذكور شد . والله العالم .
( 463 )
س 7 : چه مىفرماييد در اين مسأله ء شرعيّه كه چنانچه زيد مثلًا امانتى تسليم عمرو نمايد كه از آن بلدى كه مىبوده به بلدى ديگر نزد بكر ارسال نمايد ، وعمرو تاجر باشد ، و با خالد ووليد مكاريان آميزش مىداشته ، و از بابت ارسال ومرسول
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 381
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٨١