را از ورثه ء امين نمايد ، وزيد در آنجا عمرو را وكيل نموده كه تنخواهى كه امين او از شريك عمرو گرفته ، عمرو از ورثه ء امين به جهت او وصول نمايد ، وتنخواه در نزد ورثه ء امين به سوخت افتد ، بعد زيد آمده به عمرو ادّعا نمايد كه من تنخواه را به تو دادم كه به شريك خود برات نمايى كه بعد از پنج يوم از ورود برات در آن ولايت به امين من بدهد ، و شريك تو بعد از پنج يوم از حين ورود برات تنخواه را به امين من داده ، آيا شرعاً در اين صورت با وجود وكيل نمودن زيد عمرو را در باب وصول تنخواه از ورثه امين خود سخن او مشروع است ، يا نه ؟ ( 1 ) ( 462 ) س 6 : شخصى در غربت وفات كرده و ورثه ء صغير وكبير دارد ، و بعضى از متروكات او در بلد فوت هست ، شخصى كه نه ولىّ شرعى ، و نه قيّم شرعى ، و نه وكيل شرعى باشد اموال متوفّى را به شخص ديگر كرايه داده كه به وارث برساند ، وشخص مكارى در بين راه در منزل مخوف اهمال كرده ورفقاى مكارى هر كس مالش را زير سر گذاشته بارش سالم مانده ، الَّا آن شخص مكارى و يك مكارى ديگر كه يك بلَّه ء خورجين را زير سر گذارده ، بلَّه ء ديگرى را دزد بريده ، بيان فرمايند كه : اوّلًا آن شخص كه اموال را كرايه داده كه بياورد ضامن مىباشد ، يا مكارى ؟ وثانياً : اين كه اسباب را به وارث نرسانيدند كرايه مىتواند بگيرد يا نه ؟ وثالثاً : آن شخص مكارى در تفحّص رفته وتنخواهى به عوض آن چه دزد برده گرفته ، اخراجاتى كه به جهت پيدا كردن دزد كرده مىتواند از اين مال بردارد يا نه ؟ ورابعاً : هر گاه تنخواهى كه از دزدان گرفته كمتر از اموال ميّت باشد ومكارى ادّعا كند كه از من هم چيزى بردند و از شخص ديگر هم چيزى در پيش من بود بردند ، اين اموال را با آن تنخواه كمتر از اموال چه نوع تقسيم مىكنند ؟ وخامساً : به محض ادّعاى آن مكارى كه مىگويد : اموال من را هم بردند ، از
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 379
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٧٩
هامش
( 1 ) جواب اين استفتاء در نسخه ها نبود وپايان سؤال هم مبهم است .