تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
( 435 ) س 24 : هر گاه زيد يك دانگ و نيم مزرعه را ادّعا به عمرو كند از بابت ارث يا بعضى چيزهاى ديگر وعمرو همان دعوى يك دانگ و نيم و ساير دعاوى او را مصالحه كند به نيم دانگ مشاع از آن مزرعه يا مبلغى نقد و جنس ديگر ، بعد عمرو اقرار نمايد كه نيم دانگ اين مزرعه مشاعاً مال زيد بوده وحال هم است آيا در اين صورت زيد مستحق نيم دانگ خواهد بود ، يا نيم دانگ به جهت مصالحه و نيم دانگ به جهت اعتراف ، يا مستحق يك نيم دانگ خواهد بود به جهت مصالحه يا به جهت اعتراف بينوا توجروا . ج : در صورت مسطوره زيد مصالح زايد از نيم دانگ را محكوم به استحقاق نيست و به جهت مصالحه واعتراف مذكورين دو نيم دانگ را مستحق نمىشود زيرا كه اگر بگوييم شرط است در حكم به صحّت مصالحه ، عدم ظهور بطلان ادّعاى مدّعى يا انكار منكر كلاًّ او بعضاً و با ظهور احدهما حكم به فساد مصالحه مىشود چنانچه مستفاد از كلام جمعى از فقها است چون صاحب مسالك وكفايه و شرح كبير ، ووالد ماجد حقير طاب ثراه به آن تصريح فرموده و اقوى نيز اين است . پس در اين صورت به جهت اعتراف عمرو به بطلان انكار او در بعض مدّعى به وحقيّت دعواى مدّعى مصالحه فاسد خواهد شد وزيد نيم دانگ را به جهت اعتراف مالك خواهد شد و نيم دانگ مصالحه ساقط مىشود وادّعاى او در يك دانگ ديگر باقى خواهد بود و هر وقت خواهد مىتواند ادّعا كند . و اگر قطع نظر از اين مطلب كنيم و حكم به بطلان مصالحه نكنيم و حكم به صحّت كنيم باز زياده از نيم دانگ را مستحق نخواهد بود زيرا كه زيد هر حقّى كه در يك دانگ و نيم مشاع ادّعايى داشت مصالحه كرد به نيم دانگ پس به جهت مصالحه ، نيم دانگ خواهد داشت واعتراف عمرو زياده بر اين نمىرساند كه زيد نيم دانگ داشت وحال هم نيم دانگ دارد و اين اثبات حقّ زائدى بر نيم دانگ نمىكند به جهت اين كه اعتراف به اين كه نيم دانگ داشت قبول مىشود
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 329 | ملا أحمد النراقي