تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

مىتواند كرد ، اگر چه ضمّ قصد وجوب هم جايز بلكه راجح و بهتر است ، ومادامى كه نماز او بر ميت تمام نشد هر كه به او نماز كند چه فرادى و چه به اقتداء به امام مأذون و چه خود امام مأذون نيت وجوب مىتوانند كرد . ( 154 ) س 77 : كسى كه يقين داند به ماندن يك ماه يا زياده در موضعى ، در وقت ورود ابتدا قصد اقامه ضرور است يا نه ؟ ج : قصد اقامه چيزى به غير از اراده ء جازمه به ماندن ده روز يا بيشتر نيست ، پس بعد از آن كه يقين به ماندن يك ماه يا زيادتر داشته باشد اين عين قصد اقامه خواهد بود . ( 155 ) س 78 : چه مىفرماييد كه شخصى ملازم بر حسب الأمر مأمور به دعواى ارسيه ( 1 ) وغيره مىشود ، آيا نماز و روزه ء اين شخص در رفتن وآمدن به خانه ء خودش قصر است يا تمام ؟ ج : اين شخص در رفتن به سفر دعوا يا به اختيار خودش مىرود يا مجبور است ، به اين معنى كه نمىتواند نرود ، و اگر نرود علم به ضرر بدنى يا مالى محترم حلال ، يا ظنّ به آن دارد ، پس اگر مجبور باشد و به اختيار نرود مطلقاً بايد نماز را قصر كند و روزه را افطار ، خواه در رفتن وخواه در برگشتن ، مگر آن كه در برگشتن مجبور نباشد و سفر او در مراجعت معصيت باشد ، كه در اين صورت اتمام خواهد كرد و روزه را خواهد گرفت . و اگر مجبور نباشد و به اختيار خود برود و از قبيل اختيار است تشويش تمام شدن منفعت حرامى يا كم شدن آبرو وعزت در پيش حاكم يا سلطان در اين صورت ميان جنگ كفار و غير كفار فرق است ، پس اگر به دفع كفار از ولايت مسلمين برود واصلًا معصيتى منظور ومقصود او از آن سفر نباشد در اين صورت سفر او ضرر ندارد ، بلكه اجر

هامش
( 1 ) روسها .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 117 | ملا أحمد النراقي