دگرگونى و تحوّلى است كه در انسان پديد مىآيد و به اين جهت مىتواند كارهايى را انجام دهد كه ديگران قدرت و توانايى انجام آن را ندارند .
معرفت به مقام اهل بيت عليهم السلام در مراحل اوّليّه ، افكار و انديشههاى انسان را تغيير مىدهد ، به گونهاى كه افكار انسان نسبت به امور مادّى و معنوى با ديگران تفاوت محسوسى پيدا مىكند .
با استمرار اين حالت و عمل كردن بر طبق افكار و انديشههاى رحمانى كه بر او وارد مىشود در مسير تكامل قرار مىگيرد ، به گونهاى كه نه تنها در فكر و انديشه ؛ بلكه در اراده و خواست او نيز تحوّل ايجاد مىگردد و او مىتواند در صورت رضايت خداوند و اهل بيت عليهم السلام كارى را كه ديگران نمىتوانند انجام دهند ، عملى سازد .
اين تحوّل در برخى از افراد نياز به مدّت زياد و طولانى دارد و گاهى در بعضى از افراد ، در زمانى كوتاه صورت مىگيرد .
روايتى كه نقل كرديم ، بشارتى است براى جامعهء شيعه كه حتّى كودكان در صورت درك مقام ولايت و جاى دادن آن در اعماق وجودشان ، مىتوانند از آن استفادهء خارقالعاده داشته باشند . از اين روايت چنين نتيجه مىگيريم : ايمانِ انسان و اعتقاد و يقين او به عظمت مقام ولايت مىتواند حتّى در زمان كودكى او را ممتاز و برتر از ديگران قرار دهد ؛ همانگونه كه آن كودك توانست كارى را انجام دهد كه ديگران قدرت آن را نداشتند و امام رضا عليه السلام او را به خاطر معرفت و ايمانش به عنوان « مؤمن » و كسى كه مراحلِ ايمان را پيموده است ستودند .
يك بحث مهمّ اخلاقى
اكنون يك بحث بسيار مهمّ اخلاقى را بيان مىكنيم :
بسيارى از دانشمندان و علماء علم الأخلاق براى تهذيب و پاكسازى نفس ، راهكارهايى را ارائه دادهاند كه راه صد ساله است ؛ به گونهاى كه هنوز انسان راه را به پايان نرسانده كه بانكى برآيد خواجه مرد ، يا چند صفت رذيله را از خود دور ساخته