را بخواهد .
وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ
: و اين پيروزى وعده خداوند بود و خدا وعده خود را هرگز نمىشكند و روم را بر سپاه فارس پيروز مىنمايد .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
: ولى بيشتر مردم از بت پرستان « مكه » نمىدانند و به صحت اخبار ما اعتراف ندارند چون از خداوند جهان غافلند .
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ
: ( بلى ) ميدانند ظاهرى از زندگانى دنيا را يعنى منفعتها و ضررهاى دنيايى را كه در چه وقت كشت نموده و در چه زمانى درو كند و بچگونه اموال را گرد آورده و ساختمانها را بنا كند .
- ولى تمام اينها مربوط به دنيا است - و ايشان غافل از جهان بعدى و آخرت ميباشند و بدين سبب دنياى خود را ساخته و در امر آخرت بغفلت ميگذرانند .
اين معنى از « ابن عباس » نقل شده ولى « حسن » گويد مقصود آنست كه آنان در امر دنيا آن چنان خبير و عالمند كه اگر ( درهمى ) را به روى پشت خويش بگذارند از وزن او هم اطلاع داشته و خبر ميدهد ، اما همين افراد به نماز - احكام و قرائت آن - آگاهى نداشته و فرا نمىگيرند تا انجام دهند .
از امام صادق ( ع ) سؤال شد كه اين آيه
« يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا »
مقصودش چيست ؟ حضرت پاسخ فرمود : تفأل به بديا خوب زدن و از روى ستاره سخن گفتن - و مقصود توجه به دنيا است - .
أما أصل داستان « زهرى » گويد : كه مشركين و بتپرستان مكه با مسلمانان بجدال پرداخته و ميگفتند كه ديديد ، ملت روم اهل كتاب بوده و آئين آسمانى - مسيحيت - داشتند و ملت فارس بر آنان پيروز شد ، اكنون شما مسلمانان كه خود را اهل كتاب يعنى قرآن ميدانيد كه بر پيامبر شما نازل آمده ، به زودى ما بتپرستان مكه بر شما پيروز خواهيم شد همانطور كه سپاه فارس بر سپاه روم پيروز شدند ، در اين وقت خداوند