چون البحر عطف باسم شد منصوب گرديد و خبرش هم يمده خواهد بود و ضمير عايد ضمير متصل به آن است .
و اما آنان كه برفع خواندهاند چنان كه سيبويه گويد او را مبتداء و جمله تازهاى گرفتهاند .
ميگويم ( مؤلف ) اگر البحر را منصوب و عطف به اسم « ان » بدانيم بهتر اينست كه خبرش محذوف باشد و در تقدير « البحر مدادا و يمده سبعه . . . » و جمله كلا در محل نصب بوده و حال قرار ميگيرد و خبر حذف شده زيرا كلام دلالت بر او دارد .
و خلاصه چه مرفوع يا منصوب بخوانيم معنى جمله چنين است كه آنچه در قلم قدرت پروردگار است اگر نوشته شود قبل از پايان آن قلمها ( درختان ) و دوات ( درياها ) پايان مىيابد و امثال اينها و از اينكه اين نتيجه از كلام حذف شده چون كلام خود دلالت بر آن دارد نظير آيه شريفه كه فرمود
« اذْهَبْ بِكِتابِي هذا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ قالَتْ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ »
كه در تقدير فذهب فالقى الكتاب فقرأه المرأة فقالت يا ايها الملأ بوده و چون كلام دلالت بر محذوف داشت لذا آن جمله حذف گرديد .
اما آنكه ( و بحر يمده ) خوانده تقديرش « و هناك بحر يمده من بعده سبعة ابحر » بوده « ابن جنى » گويد ممكن نيست و بحر عطف به اقلام باشد زيرا ( بحر ) از سنخ درخت و قلم نبوده بلكه مناسب با مداد و دوات و از سنخ آن مىباشد چنان كه امام صادق ( ع ) مداده قرائت فرموده .
و اما اگر « البحر » برفع خوانده شود ممكن است عطف بر محل اسم « ان » باشد نظير آيه شريفه
« أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ »
كه بخشش در محلش گذشت .
و آنكه « يمده » را بضم ياء خوانده گويا در معنى تشبيه كمك رساندن بسپاه گرفته - كه گروهى بسپاه جنگ ملحق شوند تا كمك دهند - و قرائت امام ( ع ) كه فرمود « و البحر مداده » به نظر نمىرسد به معناى كمك رساندن و زياد نمودن باشد زيرا آب دريا موجب زيادتى درخت و قلم نمىباشد چون از سنخ آن نيست ، بلكه مراد