من رضايت نمىدهند : آسمانهايم را از كسانى ( فرشتگان كه ) از تسبيح من خسته و ملول نمىشوند پر كردهام ، و امر كردمشان كه درها را ميان من و بندگانم نبندند ، ولى ( مردم ) بقول من اعتماد نمىكنند . آيا نمىداند كسى كه دچار گرفتارى است گرفتاريش را غير از من بر طرف نمىكند مگر اينكه من اذن داده باشم ، چگونه است كه بندهام را به من بىتوجه مىبينم ، آنچه را سؤال نكرده بخشيدهام سپس از او باز پس گرفتم و رد آن را از من سؤال نمىكند و از غير من سؤال مىكند ، آيا نمىبيند كه قبل از مسألت به او عطا كنم ، سپس اگر سؤال شوم سؤالم را پاسخ نگويم ، مگر من بخيل هستم كه بندهام بخالت در حق من روا مىدارد ؟ آيا جود و كرم از آن من نيست ؟ آيا عفو و رحمت بدست من نيست ؟ آيا مگر
جهاد النفس ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: الحر العاملي
ص٧٢