تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩

[ 1169 - كلام حضرت على عليه السّلام با حارث همدانى ]

[ 1292 ] 5 - اصبغ بن نباته گفت : حارث همدانى در ميان گروهى از شيعيان كه من هم در ميانشان بودم به خدمت امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام آمد . حارث خميده راه مىرفت و زمين را با عصاى خميده‌اش فرو مىكوفت . او بيمار بود . امير مؤمنان عليه السّلام به او كه منزلتى در پيشش داشت رو كرد و فرمود : حارث حالت چگونه است ؟ او گفت : اى امير مؤمنان روزگار به من صدمه زده و كشمكش اصحابتان بر در خانه خشم درونم را افزوده است . حضرت فرمودند : كشمكش ايشان دربارهء چيست ؟ او عرض كرد : دربارهء شما و آزمونى دربارهء شما يكى تندروى بزرگ‌نما و ديگرى ميانه‌رو و پيمان‌شكن و گروهى ديگر در شكّ و ترديدى كه نمىدانند گام در پيش بگذارند يا پس بكشند . حضرت فرمودند : بس است اى برادر همدانى . بدان كه بهترين شيعيان من گروه ميانه‌اند . غلوّكننده به آنان بازمىگردد و در پى آينده به ايشان مىپيوندد . او عرض كرد : پدر و مادرم به فدايت كاش اين پرده را از دل‌هاى ما بر مىداشتى و ما را درباره كارمان بينا مىساختى ؟ حضرت فرمودند : بس است . تو مردى از خودبىخود شده‌اى . دين خداوند با افراد شناخته نمىشود بلكه با نشانهء راستين شناخته مىشود . پس حقّ را بشناس تا اهل آن را بشناسى . اى حارث همانا حقّ بهترين سخن است و كسى كه آشكارا حق را بگويد جهادگر است . من تو را به حق آگاه مىكنم . پس گوشت را به من بسپار و سپس به هركس از يارانت كه استوار بود خبر بده . بدان كه من بندهء خدا و برادر فرستاده‌اش و نخستين تصديق‌كنندهء اويم . او را در حالى تصديق كردم كه هنوز حضرت آدم ميان روح و بدن بود . سپس منم كه به راستى نخستين تصديق‌كننده‌اش در امّت شما هستم ، پس ما نخستين‌ها و واپسين‌ها هستيم . اى حارث بدان كه من يار مخصوص و ويژهء او و برادر تنى و جانشين و دوست و هم‌راز اويم . فهم كتاب [ خدا ] و حكم جداكنندهء ميان حق و باطل و علم سده‌ها و حوادث به من داده شد . هزار كليد كه هركدام گشايندهء هزار در منتهى به هزار هزار دوران است به من سپرده شد .
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 539 | صادق حسن زاده / الشيخ الطوسي