و من هم در ميانشان بودم ، على عليه السّلام پيش آمد و از آن گروه گذشت تا در كنار پيامبر نشست و آنجا جايى بود كه به نام على شناخته مىشد . در اين هنگام دو مردى كه متهم به نفاق بودند با هم پچپچ كردند و رسول خدا فهميد كه آنان چه قصدى دارند . پس سخت خشمگين شد چنانكه چهرهاش دگرگون شد . سپس فرمود : سوگند به كسى كه جانم در دست او است هيچ بندهاى به بهشت نمىرود مگر مرا دوست بدارد . و بدانيد دروغ مىگويد كسى كه مىپندارد مرا دوست مىدارد ولى با اين مرد دشمن است . و دست على عليه السّلام را گرفت . آنگاه خداوند عزّتمند اين آيه را دربارهء آن دو منافق نازل فرمود : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد هنگامى كه با هم نجوا مىكنيد با گناه و دشمنى و نافرمانى از رسول خدا نجوا نكنيد . . . » [ مجادله ( 58 ) :
آيهء 9 ]
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 491
مساهمون: صادق حسن زاده
ص٤٩١