تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
پرچم سپاس در روز قيامت به دست تو است . تو و شيعيانت به همراه محمد صلّى اللّه عليه و إله و حزبش به سوى بهشت مىشتابيد . رستگار شد هركس كه از تو پيروى كرد . و ناكام و زيانكار شد هر كس كه تو را رها كرد . دوستداران محمد صلّى اللّه عليه و إله دوستداران تو و دشمنان او دشمنان تواند . و شفاعت محمد صلّى اللّه عليه و إله به دشمنانش نمىرسد . به نزد برگزيدهء خداوند بيا . آنگاه سر پيامبر را گرفت و در دامن او نهاد كه ناگاه پيامبر بيدار شد و فرمود : اين همهمه چيست ؟ على عليه السّلام قصه را بازگفت و حضرت فرمود : او دحيه نبود . جبرئيل عليه السّلام بود . او تو را به نامى خوانده كه خداوند و الا به آن نامت خوانده است . و او است كسى كه دوستىات را در دل مؤمنان و هراست را در سينهء كافران انداخته است .

[ 1135 - سخن پيامبر با حضرت على عليه السّلام ]

[ 1251 ] 8 - ابو مفضّل گفته است : از عبد اللّه بن داود پيش از آنكه منبر را برايش آماده كنند شنيدم كه از بيمارىاش براى ابو عبد اللّه املاء كننده گفت و سپس همهء آن مجلس را كه در فضايل امير مؤمنان عليه السّلام بود از حفظ گفت و نخستين حديثى كه به آن آغاز كرد ، اين بود كه : انس بن مالك گفته است : پيامبر گرامى به على بن ابى طالب عليه السّلام نگريست سپس دستش را گرفته و فرمود : اى على دروغ مىگويد كسى كه مىپندارد مرا دوست دارد ولى با تو دشمنى مىكند .

[ 1136 - منافق را به بغض حضرت على عليه السّلام بشناس ]

[ 1252 ] 9 - ابو سعيد خدرى گفته است : نشانهء منافقان كينه‌ورزى با على بن ابى طالب عليه السّلام بود . يك روز كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در ميان گروهى از مهاجران و انصار در مسجد نشسته