تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
او فرمود : پس آن كارى را بكنيد كه مىخواهيد . طلحه و زبير در اين هنگام گفتند : اى على بهرهء ما از شورا براى تو است . عبد الرحمان بن عوف گفت : اين كار را به من بسپاريد تا آن را براى يكى از شما قرار دهم . آنان گفتند : چنين باشد . عبد الرحمان گفت : اى على دستت را پيش آر تا تو خليفهء ما باشى بنابراين كه در ميان ما به روش ابو بكر و عمر عمل كنى . ايشان فرمود : خلافت را به دست مىگيرم بر اين اساس كه بكوشم تا در ميان شما با كتاب خداوند و سنت پيامبرش عمل كنم . عبد الرحمان دستش را از دست على عليه السّلام كشيد و گفت : اى عثمان دستت را پيش آر و خلافت را به دست بگير بنابراين كه در ميان ما به روش ابو بكر و عمر عمل كنى . او گفت : باشد . سپس همگى پراكنده شدند .

[ 1062 - حديث مناشدة فى السفينة از ابى رافع ]

[ 1170 ] 6 - ابو رافع غلام رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ، حديث سوگند دادن را از امير مؤمنان عليه السّلام روايت كرده و گفته است : وقتى اصحاب شورا گرد آمدند ، آنان شش نفر بودند : على بن ابى طالب عليه السّلام ، عثمان ، زبير ، طلحه ، سعد بن مالك و عبد الرحمان بن عوف . على بن ابى طالب عليه السّلام به ايشان رو كرد و فرمود : اى جماعت شما را به خدا سوگند آيا در ميان شما جز من كسى هست كه رسول خدا به او فرموده باشد : « جايگاه تو نسبت به من همچون جايگاه هارون نسبت به موسى است » . آيا گمان مىكنيد اين را جز به من فرمودند : آنان گفتند : البته كه نه . او فرمود : اى جماعت آيا در ميان شما جز من كسى هست كه [ در قرآن ] دو بهره داشته باشد : بهره‌اى در خاص و بهره‌اى در عام ؟ آنان گفتند : البته كه نه . و باقى حديث را همچون روايت فوق ذكر كرده است .