تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
[ 1040 ] 9 - ثعلبه بن مرشد حمّانى گفته است : از على عليه السّلام شنيدم كه فرمود : به خدا سوگند همانا پيامبر امّى به من خاطرنشان كرد كه اين امت پس از من به تو خيانت خواهند كرد .

[ 949 - عمر حجر الاسود را بوسيد ]

[ 1041 ] 10 - ابو سعيد خدرى گفته است : عمر خطاب در دوران خلافتش به حج رفت و چون طوافش را از كنار حجر الاسود آغاز كرد و بر آن دست كشيد و بوسيد گفت : تو را مىبوسم و مىدانم كه تو سنگى هستى كه نه زيان و نه سود مىرسانى . ولى رسول خدا تو را بسيار گرامى مىداشت و اگر نديده بودم كه او تو را مىبوسيد من تو را نمىبوسيدم . راوى گويد : على ابن ابى طالب عليه السّلام كه در ميان حاجيان بود ، فرمود : چرا ، به خدا سوگند او هم زيان و هم سود مىرساند . عمر گفت : اى ابو الحسن از چه‌رو چنين مىگويى ؟ او فرمود : براساس كتاب خداى و الا . عمر گفت : من گواهى مىدهم كه تو به كتاب خداى و الا آگاه هستى . اكنون بگو اين سخن در كجاى قرآن است . او فرمود : آن‌جا كه فرموده است : « و هنگامى كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم نسل‌ها را بيرون آورد و بر خويشتن‌شان گواه ساخت كه آيا من پروردگارتان نيستم . آنان گفتند : چرا ما گواهيم » [ اعراف ( 7 ) : آيهء 172 ] و من به تو خبر مىدهم كه وقتى خداوند و الا آدم را آفريد ، پشت او را مسح كرد و نسلش را در هيأت مورچگانى بيرون آورد و به آنان عقل داد و مقرّر كرد كه او پروردگار است و آنان بنده . آنان به پروردگارى او اقرار كردند و به بندگى خودشان گواهى دادند . درحالىكه خداوند عزّتمند مىدانست كه آنان در اين امر در جايگاه‌هاى مختلفى هستند آن‌گاه نام بندگانش را در كاغذى نوشت و به اين سنگ كه در آن روز دو چشم و دو لب و يك زبان داشت فرمود : دهانت را باز كن . او دهانش را باز كرد و خداوند آن نام‌ها را در دهان او انداخت