تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١

[ 928 - حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و حضرت على عليه السّلام از يك طينت خلق شده‌اند 161 ]

[ 1019 ] 25 - جابر بن عبد اللّه گفته است : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شنيدم كه به على عليه السّلام مىفرمود : اى على آيا تو را شاد نكنم . آيا به تو چيزى نبخشم . آيا به تو مژده ندهم ؟ او عرض كرد : چرا اى رسول خدا . حضرت فرمود : همانا من و تو از يك گل آفريده شديم و زيادى آن باقى ماند . آن گاه خداوند از آن ، شيعيان ما را آفريد . چون روز قيامت شود مردم به نام مادرانشان خوانده شوند جز شيعيان ما كه آنان به جهت حلال‌زادگىشان به نام پدرانشان خوانده مىشوند .

[ 929 - ازدواج حضرت يوسف عليه السّلام با زليخا ]

[ 1020 ] 26 - زياد بن منذر روايت كرده كه حضرت باقر عليه السّلام فرمودند : وقتى زن عزيز مصر به تهيدستى دچار شد به او گفتند : كاش به نزد يوسف عليه السّلام مىرفتى و در اين‌باره از او چاره‌جويى مىكردى . و آن‌گاه گفتند : ولى ما از او بر تو مىترسيم . او گفت : هرگز . من از كسى كه از خدا مىهراسد ، نمىترسم . و وقتى به نزد او رفت و او را در حكومت ديد ، گفت : سپاس خداوندى را كه بنده را به جهت فرمانبرىاش حاكم كرد و حاكم را به جهت نافرمانىاش بنده ساخت . آن گاه يوسف ، او را به ازدواج خود درآورد و او را بكر و دست نخورده يافت . پس گفت : آيا اين نيكوتر نيست ؟ آيا اين زيباتر نيست ؟ و او گفت : من به سبب چهار خصلت با تو امتحان شدم ؛ من زيباترين زن دوران خودم بودم و تو زيباترين مرد دوران خودت بودى ، من بكر بودم و همسرم عنّين بود و چون كار برادران يوسف به آنجا رسيد كه يعقوب به يوسف عليه السّلام - درحالى كه نمىدانست او يوسف است - نوشت :
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 161 | صادق حسن زاده / الشيخ الطوسي