تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
[ 998 ] 4 - انس بن مالك روايت كرده كه وقتى رسول خدا كه ابو بكر نيز به همراهشان بود به سوى غار رفت ، به على عليه السّلام فرمود كه بر بستر او بخوابد و برد او را به خود بپيچد . پس على عليه السّلام درحالىكه خودش را براى شهادت آماده كرده بود ، خوابيد . و مردان قريشى در حالى آمدند كه مىخواستند رسول خدا را بكشند ، هنگامى كه خواستند شمشيرهاشان را بر او بزنند ترديد نداشتند كه او محمّد صلّى اللّه عليه و إله است ولى گفتند : او را بيدار كنيد تا درد كشته شدن را دريابد و ببيند كه شمشيرها بر او فرود مىآيند . چون او را بيدار كردند و ديدند كه على عليه السّلام است او را رها كردند و در جستجوى رسول خدا پراكنده شدند و خداوند عزّتمند چنين نازل فرمود : « و برخى از مردم در جست‌وجوى خشنودى خداوند جانشان را مىفروشند و خداوند به بندگانش مهربان است » . [ بقره ( 2 ) : آيهء 207 ] [ 999 ] 5 - مجاهد گفته است : عايشه به پدرش و همراهى او با رسول خدا در غار مباهات كرد عبد اللّه بن شدّاد بن هاد گفت : نظرت دربارهء على بن ابى طالب چيست وقتى در جاى او خوابيد و مىدانست كه كشته مىشود ؟ عايشه خاموش شد و پاسخى نيافت .