تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
[ 1000 ] 6 - امّ هانى بنت ابى طالب گفته است : وقتى خداوند و الا به پيامبرش فرمان هجرت داد و ايشان على عليه السّلام را در بستر خودش خواباند و با برد حضرمى خود ، رويش را پوشاند و سپس خارج شد ناگاه قريشيان را بر در خانه ديد ، پس مشته‌اى از خاك برگرفت و آن را به روى سرشان پاشيد و هيچ كدام از آنان او را نديدند ، و آن‌گاه به خانهء من آمد . چون صبح شد به سوى من آمد و فرمود : مژده بر تو اى امّ هانى اين جبرئيل عليه السّلام است كه به من خبر مىدهد همانا خداوند عزّتمند على عليه السّلام را از دشمنانش نجات داده است . او گفته است : رسول خدا در آغاز صبح به سوى غار ثور رفت و سه روز در آن‌جا بود تا جست‌وجو تمام شد . سپس به دنبال على فرستاد و فرمود تا كارهايش را انجام بدهد و امانت‌ها را بازگرداند .

[ 913 - حقيقت ايمان ]

[ 1001 ] 7 - حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام از پدرانش عليهم السّلام روايت كرده كه على بن ابى طالب عليه السّلام فرمودند : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شنيدم كه مىفرمود : ايمان اقرار به زبان ، شناخت با دل و عمل به اعضا است . عبارت حديث از داود بن سليمان از امام رضا عليه السّلام است .